اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجسم اعمال در روز قیامت

14575
سال 1436
نسخه عربی

تجسم اعمال در روز قیامت

7
  • یعنی همان‌طوری که الان ما همین الان، همین الان، نسبت به وجود خودمان و نسبت به حضور فیزیکی خودمان در اینجا، یک نوع احاطه و اشراف عینی و حضوری داریم، همین الان اشراف داریم دیگر! فرض کنید اگر نداشتیم یکی می‌گوید آقا برو می‌گویی چرا من بروم خودت بلند شو برو من دلم می‌خواهد اینجا بمانم، من دلم می‌خواهد صحبت کنم، من می‌خواهم گوش بدهم، من می‌خواهم چه کنم، شما اگر نمی‌خواهی خودت برو. این‌که شما می‌گویید آقا خودت برو یعنی چه؟ یعنی من اختیار خودم دست خودم است، من که اینجا هستم اشراف دارم بر خودم، بر وجود خودم، بر بقاء خودم، بر مکانی که گرفتم، بر فضایی که اشغال کردم، نسبت به همه اینها من الان چه دارم؟ اشراف دارم.

  • و این یک حالت عینی است نه حالت تصوّری و حالت علمی و حالت توهمّی و اعتباری، یک جنبه عینی نسبت به وجود خودمان در اینجا احساس می‌کنیم. آن افرادی که از تحت قوانین زمان و مکان خارج می‌شوند و به یک رشد از تکامل می‌رسند؛ آنها همین اشراف عینی را نسبت به گذشته و آینده پیدا می‌کنند. حالا گذشته که هیچ، صحبت در این که نسبت به آینده، این خیلی مسأله مسأله مهمی است، منتهی خب نمی‌توانند بیان کنند. یعنی وقتی که امام علیه‌السلام نسبت به آینده خبر می‌دهد: فردا در قم یک همچنین اتفاقی خواهد افتاد من باب مثال، در فلان خیابان فلان تصادفی سختی خواهد شد چند تا ماشین به همدیگر خواهند زد. خب این که الان بیان می‌کند حضرت به چه کیفیتی بیان می‌کند و فردا هم خواهد شد. آن چیزی که امام علیه‌السلام می‌فرماید درست در آن حرفی نیست، آن خواهد شد. خب این چطوری بوده؟

  • آیا یک ملکی آمده در گوش امام گفته که فردا در خیابان صفائیه دو تا ماشین، سه تا ماشین با هم تصادف سختی خواهند کرد و یک هم‌چنین مسائلی به وجود خواهد آمد و صحنه را به گوش امام خواهد رساند، یعنی غیر از این چیزی نیست؟ خب این که خیلی مطلب پیش پا افتاده‌ای است و قابل توجه هم نیست. یا اینکه امام خود آن صورت آن قضیه را احساس می‌کند؟ مثل اینکه ما الان فرض کنید که در ذهنمان صورت یک قضیه‌ای که دیشب بوده در نظر می‌آوریم، دیشب فرض کنید که در ساعت هشت و نیم یک ربع به نه ما داشتیم افطار می‌کردیم سر سفره هم بودیم و چند نفر هم بودند و این صحبت‌ها هم رد و بدل شد خب الان آوردیم دیگر. یعنی الان ما این صورت افطار دیشب را در ذهن آوردیم، خودش را که نیاوردیم، خودش همانی بود که دیشب بود، صورتش را ما الان آوردیم. آیا راجع به امام هم همین است؟ یعنی امام به خود قضیه کاری ندارد، به خود حضور عینی و حضور خارجی و وجود خارجی و وجود عینی کاری ندارد صورت اشیاء در نظرش است، فقط همین. حالا سؤال این است این صورت اشیاء بدون وجود خارجی از کجا در نفس امام می‌آید؟ وقتی چیزی که هنوز وجود ندارد چیزی که هنوز نیامده اصلا صورت ندارد، خدا هم نمی‌تواند برایش صورت درست کند، خدا هم نمی‌تواند چون عدم است. چیزی که نیست وجود ندارد تا شما بخواهید برای او صورت قرار بدهید، ذهنیتی برایش درست کنید، وجود ندارد هنوز، عدم است. شما از نیم ساعت دیگر در این مکان اطلاع‌ دارید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اصلا شما می‌دانید من ده دقیقه دیگر چه می‌گویم؟ خود من هم نمی‌دانم چه برسد به شما، خب همین‌طور.