اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجسم اعمال در روز قیامت

14575
سال 1436

تجسم اعمال در روز قیامت

18
  • وقتی مرحوم آقا سید جمال می‌رود در حرم أمیرالمؤمنین و از آن حضرت می‌خواهد که فَنا را به او بدهند به هر قیمتی که شده! چه احساسی در آن موقع دعا برای او دست داد تا أمیرالمؤمنین آن بلا را سرش درآورد، شنیدید دیگر، هان؟! مرحوم آقا فرموده‌اند شنیدید دیگر، هنوز از حرم درنیامده کفشش را دزدیدند این یکی، پابرهنه برگشت و تشریف برد خانه‌اش، بعد نمی‌دانم کفش زنش را هم دزدیدند چون با هم هر دو ایستاده بودند مثل اینکه، وقتی رفت خانه یک دفعه آمدند گفتند تشییع جنازه می‌کردند تیر زدند خورده به آقازاده و آن بدبخت آن بیچاره در خانه افتاده، شب شد نمی‌دانم چه شد گفتند دزد آمده فلان چیز را زده، الحمداللَه! فردا شد خلاصه کار به جایی رسید که بلند شد رفت در مسجد کوفه گرفت خوابید، یعنی دیگر نمی‌توانست در نجف باشد، جریانش خیلی مفصل است، شنیدید دیگر حالا خیلی زیاد است.

  • مرحوم آقا نقل می‌کردند یادم است در آن موقع‌ها شب‌های سه شنبه و این چیزها، خلاصه کارش به جایی رسید دست زنش را گرفت گفت بیا کارت دارم، با هم هر دو رفتند حرم، گفت یا علی! نخواستم آن فنا مال خودت، مال همان ذریه خودت، مال همان دوازده امام خودت، من نخواستم بابا به که بیایم بگویم؟ بابا زندگیمان همه درب و داغون شل و کر و کور و نمی‌دانم، زخمی و در خانه افتاده بود و صاحبخانه هم بیرونش کرده بود، پول اجاره را نداشت بدهد، گفت بابا آن لنگه کفش‌مان را برگردان، حالا اینهایی که روی دستمان افتادند روی تخت و زمین و اینها را هم درستشان کن، خواستی بده نخواستی نده، هیچ.

  • خب آن وقتی که رفت در حرم، و دعا کرد یا علی! فنا را به من بده به هر قیمتی، خب اینها را هم در نفسش بود دیگر،" به هر قیمتی" نه اینکه یعنی برو بنشین و لنگت را روی آن لنگت بینداز! نه اینها را هم دارد، چه احساسی داشت؟ أمیرالمؤمنین که بی‌خود این بلا را سرش نمی‌آورد، احساسش این بود که من استعداد و قابل برای تحمل این مطالب را دارم، تو آن را بده ما اینها را تحمل می‌کنیم. حضرت‌ گفت: تحمل میکنی؟! خیلی خب بگیر، امشب یکی، فردا یکی، پس فردا یکی، ببینم تا کی ... و هی هم می‌آمد اگر برنمی‌گشت و به غلط کردن و [ندامت‌] نمی‌افتاد، چون آنها [از این ابتلائات‌] در پرونده دارند تا سقف هم دارند: این فایل اول را فردا برایت باز می‌کنیم، فایل دوم را دو روز دیگر، فایل سوم کارت را به جایی می‌رسد که بیایی اینجا بگویی بابا نخواستیم، فنا را هم نخواستیم، هر کاری می‌خواهی بکنی بکن، قضیه این است.