تجسم اعمال در روز قیامت
16احصاءش یعنی احصاء عینی است، یعنی خود نفس امام این وجود مبقی و استمرار دهنده آن اشیاء و حوادث به صورت عینی هست، همانطوری که وجود همه اشیاء در این زمان بسته به وجود حضرت بقیة اللَه ارواحنا فداه هست خود وجود عینی احکام هم در وجود حضرت بقیة اللَه ارواحنا فداه به صورت حضور عینی نه حضور علمی، حضور دارد. پس بنابراین وقتی که الان یک شخصی از امام زمان علیهالسلام یک سوالی را میکند حضرت همان حضور عینی که در نفسش است بر اساس آن پاسخ میدهد، نه اینکه فکر کند ببیند که این حکمش چیست و در نظرش بیاید مثلا فرض کنید که در اینجا پیغمبر چه گفتند، در خودش این را میبیند، وحی قطع شده ولی حضور عینی در نفس امام است و اینکه دیگر ما نیاز به وحی نداریم. چرا؟ چون خود امام هست. خود امام با آن حضور عینیاش حضور دارد، چطور اینکه همان وحیای که برای رسول خدا میآمد حضور عینی را برای پیغمبر منکشف میکرد. یعنی خود رسول خدا را در آن حضور عینی قرار میداد، این معنا، معنای وحی است؛ نه اینکه جبرئیل بیاید به پیغمبر این را بگوید آقا تو این را هم بگو، خب این فقط مرتبه ظاهر است. در مرتبه باطن نفس رسول خدا در آن حضور عینی آن مسائل و آیات الهی و قرآن کریم و همه خلائق و اینها قرار میگرفت که خود آن هم تکالیف و شرائع هم از جمله همان مطالبی است که به آن کیفیت تنزل پیدا میکرد.
پس بنابراین کاری که ملائکه الهی و جبرائیل در مقام بالاتر انجام میدادند که تمام اینها از آثار نفس رسول خدا هست در وحی، عبارت است از ایجاد آن حقایق شرع و حقائق تکلیف، این یک قسمت، حالا آن مسائل اخلاق و اینها هم مسائل دیگر است، نسبت به خود احکام و تکالیف شرعی، همان ایجاد آن حقائق است در نفس رسول خدا. یعنی وقتی که رسول خدا میگوید وقتی که میخواهی طواف کنی ابتدای طواف را از حجر الاسود قرار بدهید و شانه به سمت چپ، جبرائیل نفس این عمل را در نفس پیغمبر ایجاد میکرد، نه اینکه نشان بدهد نگاه کن ببین، این مکه، این هم حجر الاسود، این هم کعبه، وقتیکه میخواهی طواف کنی اینجوری بگرد، نه! اینکه فیلم است. یک دفعه پیغمبر میبیند طواف این است، اینکه احساس میکند طواف این است یعنی آن حضور عینی تکلیف در نفس پیغمبر جلوه میکند آن وقت رو میکند به اصحاب میگوید وقتی که رفتید مکه از اینجا شروع کنید و به اینجا ختم کنید و با این شرایط باشید.

