اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجسم اعمال در روز قیامت

14575
سال 1436

تجسم اعمال در روز قیامت

21
  • این‌که الان تو عباس مرا از من گرفتی و به واسطه این گرفتن این موقعیت برای من پیش آمد، این حال برای من پیش آمد، خب اگر تو نمی‌گرفتی که این پیش نمی‌آمد، اگر حضرت ابوالفضل سر جای خودش بود. و این‌که الان تو علی‌اصغر را با این حال از من گرفتی، یعنی نه تنها شکوه نمی‌کند بلکه شکر می‌کند خدا را، خیلی عجیب است! یعنی داستان عاشورا خیلی داستان عجیبی است. یعنی می‌گوید این گرفتن حضرت علی‌اصغر، حالی به من داد که من برای این حال باید سجده به جا بیاورم، سجده شکر به جا بیاورم؛ اگر این‌طور نبود که من به یک هم‌چنین حالی نمی‌رسیدم.

  • لذا افرادی که در لشکر عمرسعد بودند به همین جهت می‌گفتند که تعجب می‌کنیم، یعنی هر چه می‌گذرد، به ظهر و بعد از ظهر و از این جریانات می‌گذرد، چهره امام علیه‌السلام بشاش‌تر می‌شود، نورانی‌تر می‌شود، آن بهاء و عظمت امام، تلألؤ و تجلی بیشتری پیدا می‌کند. خب مگر کشک است؟ چه قضیه‌ای در نفس امام اتفاق می‌افتد که صورت حضرت ابتهاجش بیشتر می‌شود؟ انبساطش بیشتر می‌شود، تلألو آن بیشتر می‌شود؟ کفار هم می‌فهمند. کفار و معاندین که در لشکر عمرسعد بودند آنها این مسأله را تشخیص می‌دهند این همین است، هر مصیبتی که می‌آید یک عکس العمل در نفس امام ایجاد می‌کند، هر قضیه‌ای که بوجود می‌آمد.

  • امام با حبیب بن مظاهر رفیق صمیمی بودند و مرحوم آقا می‌فرمودند: درگذشت حبیب خیلی در امام تاثیر گذاشت. این از عبارات مرحوم آقا بود. در بین اصحاب سید الشهدا علیه‌السلام مرحوم آقای حداد به حبیب بن مظاهر یک عنایت خاصی داشتند و همیشه خودشان بعد از زیارت به سر مزار حبیب می‌آمدند و آنجا دعا می‌خواندند و زیارت می‌کردند ایشان را و عباراتی هم دارند و مرحوم آقا هم همین‌طور. مرحوم آقا می‌فرمودند که با شهادت حبیب بن مظاهر حال امام حسین خیلی فرق کرد. یعنی اینها این تعلقات الهی که حتی نسبت به هم داشتند؛ با رفتن یکی، چه اثری ایجاد می‌کند؟ که این باعث می‌شود آن توجه به مبدأ، آن انقطاع حتی از رفیق الهی خب رفیق الهی دیگر آن انقطاع از این توجه ظاهری، آن از دست دادن این رفیق، آن حالی که بالاخره اینها هم بشرند، اینها هم دارای نفس هستند، اینها هم دارای محبت هستند این حالی که پیدا می‌شود یک حال عجیبی پیدا می‌شود و هی هر ساعت می‌بینید زیاد شد زیاد شد، عجب! هر کسی می‌رود این ابتهاجش دارد بیشتر می‌شود، هر کسی را از دست می‌دهد این نورانیتش، این بهاءش، این عظمتش، این تلألؤش دارد بیشتر می‌شود و مانده بودند این چه داستانی است. یعنی خود همین معاندین و کفار و همین لشکر کذایی و اینها اصلا مانده بودند چه قضیه‌ای است، در عمرمان ما ندیدیم، آخر یکی پسرش را بکشند، بچه‌اش را بکشند، در سرش می‌زند گریه می‌کند، چله می‌گیرد، فلان می‌کند. این چیست که هر چه می‌گذرد این استقامتش، پابرجایی‌اش، تمکنش، إتقانش، إحکامش، هی این دارد اضافه می‌شود هی دارد این عوالم برایش هی می‌آید هی می‌آید هی می‌رود، آنها هم در خودشان عوالمی دارند ما نداریم، امام علیه‌السلام رب زدنی فیک تحیرا مال چیست؟ برای همین ابراز و انکشاف مراتب اسماء و صفات است.