تجسم اعمال در روز قیامت
19اگر میرفت در آنجا میگفت یا علی! فنا را بده ولی ما حوصله برای امتحان را نداریم، ما تحمل امتحان نداریم، این بلا را هم نمیآورد، به او هم میداد بدون اینکه این بلا را سرش بیاورد. آنجا خواست بگوید حضرتعالی یک قدری بله به مسائل بهتر فکر کنید، به خودت بهتر فکر کن، تحمل دارم، استعداد دارم، قابلیت دارم، تحمل میکنم ...، کی به تو این تحمل را میدهد؟ کی به تو این قدرت را میدهد؟ کی موانع را از سر راهت برمیدارد؟ خب ما حالا موانع را برنداشتیم، یکی یکی دارد میآید، برنداشتیم دیگر. پس اینکه میبینی نمیآید پس معلوم است، هست و موانع را برمیدارند، نه اینکه نیست.
شما که الان راحت میروید و میگیرید و میخوابید، خبر داری هزار تا مانع امروز از سر راهت برداشته شده تا سرت را راحت روی متکا میگذاری یا نه میبینی خبری نبوده، ملائکه هم همه چشمهایشان را بستند. نه آقا همه باز است چون خودت را به خدا سپردی، چون خودت را در این راه قرار دادی، چون میگویی خدایا من از خود اختیار ندارم، چون میگویی خدایا خودت دست من را بگیر، خدا میگوید خیلی خب حال که آمدی خودت را سپردی به من بسم اللَه ما هم کمکت میکنیم.
و بنده خودم الان در اینجا به شما اعتراف میکنم که خودم این قضیه را اخیرا هم امتحان کردم، یک مطلبی که تا الان نمیتوانستم یک دفعه دیدم شد. خدا گفت: ببین اگر دست خودت بود چرا در این مدت نتوانستی؟ مگر دست خودت نیست؟ چرا در این مدت نتوانستی؟ آیا در این مدت سعی کردی یا نکردی؟ بله! در این مدت سعی کردم چرا نشد؟ هزار تا مانع وجود داشت، من که دیگر نمیتوانستم آن موانع را بردارم. پس من آمدم آن موانع را برداشتم و زمینه را آماده کردم، بستر را آماده کردم، شرائط را آماده کردم و به تو گفتم حالا بفرما، تو رفتی دیدی شد، پس این شد دست که بود؟ دست من بود یا از آنجا بود؟ اگر آن آمادگی را ایجاد نمیکرد، اگر آن موانع را برنمیداشت، باز این کاری که من انجام دادم به نتیجه و به ثمر نمیرسید. پس همه چیز دست اوست، همه چیز دست اوست. بخواهد انجام میشود، نخواهد نمیشود.

