اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجسم اعمال در روز قیامت

14575
سال 1436

تجسم اعمال در روز قیامت

13
  • امام وقتی که از او سوال می‌کنند راجع به یک مسأله، آیا فکر می‌کند؟ تا سوال می‌کنند این هم جوابش است، یعنی اصلا هیچ معطّلی ندارد. مثل اینکه فرض بکنید که شما از من سوال کنید که آقا شما انگشتر دست‌تان کردید؟ خب بله بیا! دیگر بشینم فکر کنم آقا بگذارید ببینم دستم کردم یا نکردم، آقا چرا این‌طرف و آن‌طرف می‌گردی دست خودت را نگاه کن، تا انگشتر را می‌بینی، خب بله بله آقا بیا این انگشتر، آقا در دستت چیه؟ هیچی، بیا این‌هم دست من. یعنی هیچ تأملی اصلا در اینجا راه ندارد که امام بیاید راجع به این تأمل کند و فکر کند و بعد حضرت بیان بکند. این قضیه به خاطر این است که تمام احکام و تمام تکالیف و تمام شرع و تمام این خصوصیات به صورتِ عینی خودش در نفس امام هست، نه به صورت علمی. یعنی به صورت علمی نیست که امام حفظ کرده باشد یا مثلا کسی به امام بگوید، امام از امام قبلی حفظ کرده باشد همه اینها را فرض کنید که یاد دادند. خود صورت عینی یعنی خود آن حکمی که خدا در یک هم‌چنین موردی آن حکم را جعل کرده این یک صورت عینی دارد، یک صورت خارجی دارد، که آن صورت خارجی و صورت عینی از دید ما پنهان است. آن‌چه را که ما به او می‌رسیم صورت علمی آن احکام و تکالیف است که آن صورت در کتاب‌ها هست، نمی‌دانم در وسایل است، در خلاف شیخ است و در تذکره و امثال ذلک.

  • لذا ما برای اینکه به آنها برسیم چاره‌ای نداریم جز اینکه مراجعه کنیم هر کسی هم باشد همین است. خیلی از افراد، اشخاص بودند می‌آمدند خدمت مرحوم آقا [سؤال می‌کردند که نظر شما] راجع به این قضیه چیست؟ ایشان می‌گفتند که من راجع به این قضیه باید مراجعه کنم. می‌رفتند و مراجعه می‌کردند فردا یا دو سه روز دیگر می‌آمدند می‌گفتند. راجع به بعضی از اینها حتی چند روز طول می‌کشید تا به یک نتیجه برسند چون خیلی از مسائل مسائل حیاتی بود، یعنی اصلا یک قضیه‌ای بود که برمی‌گشت به این‌که یک خانواده متلاشی بشود. یعنی اگر این‌طرف قضیه را می‌گفتند خانواده متلاشی می‌شد بخاطر یک مسائلی، این‌طرف را می‌گفتند یک وقتی مسأله حرامی اتفاق نیفتاد، آدم نمی‌تواند خیلی راحت بگوید این یا آن. اینها چیزهایی است که یک فقیه این‌قدر جرات ندارد تا اینکه هر چیزی را به زبان بیاورد، بالاخره باید به نحوی قضیه باشد که احساس بکند حداقل نزدیک به حکم خداست، اگرچه یقینی هم نسبت به این مطلب نداشته باشد، توجه می‌کنید. خیلی اتفاق می‌افتاد که ایشان می‌آمدند مراجعه می‌کردند، این‌طور ما نداریم یک فقیه هم حتی نداریم هر چه از او پرسیدند صاف بگوید این است. اصلا یک هم‌چنین چیزی نیست. بله! حالا یکی ممکن است ممارستش بیشتر باشد، اطلاعش بیشتر باشد و مطالعاتش بیشتر باشد امثال ذلک خب یک اطلاع بیشتری داشته باشد.