حرمت اعانت بر گناه و ظلم
6مثال نظیر اینها زیاد است؛ اینها کمک بر إثم و کمک برگناه است.
حرمت شدید کمک و اعانۀ بر ظلم و ستم
امّا کمک بر عدوان؛ عدوان به معنی ستم است. هر کسی که ستمی کند و انسان به او کمک کند، حکم همان ستمکار را دارد. مثلاً ظالمی میخواهد یک نفر را بکشد، به انسان میگوید: «آن شمشیر را به دست من بده!» و انسان شمشیر را به دست آن ظالم میدهد؛ او کار حرامی کرده و در خون آن شخص مظلوم شرکت کرده و مقداری از خون او که ریخته میشود، سهمیّۀ این انسان است!
و یا ظالمی میخواهد کسی را بزند، به انسان میگوید: «آن عصا یا شلاّق را به من بده، من او را میزنم نه اینکه خودت بزن!» اگر انسان کسی را بکشد یا کسی را بزند، مظلومی را بزند و بکشد، که خود انسان مباشرت کرده است؛ نه, بلکه وقتی انسانْ آلت قتل یا ضرب را به دست ظالم میدهد و ظالم چنین کاری میکند، چون انسان در این کار معاونت کرده، کار حرام کرده است.
در روایت است:
در روز قیامت، بعضی از افراد در صحرای محشر حاضر میشوند و خداوند علیّ أعلیٰ که آنها را در مقام عرض، حاضر میکند، ملائکه آنها را
مجرمِ قتل تلقّی میکنند و مجرم این ظلم میدانند. و برای یک شخص یک استکان خون، برای بعضی یک مِحجَمه (وقتی که آن آلت حجامت را به بدن انسان میگذارند و میمکند، آن مقداری را که در آن آلت حجامت خون جمع میشود، میگویند: محجمه)، برای بعضی بیشتر، بیشتر، بیشتر. این شخص تعجّب میکند و میگوید: «من در دنیا که قتلی نکردهام و آدم خوبی بودهام، پس چرا این خون سهمیّۀ من شد؟!»
خطاب میرسد: «فلان ظالم آدمیکشت؛ فلان کس کمک کرد، فلان کس شمشیر به او فروخت، فلان کس غذای او را آماده کرد تا اینکه قوّت بگیرد و نیرو بر این کار داشته باشد، تو هم درِ منزلش را جارو کردی و بالنّتیجه در اثر تعاون و اجتماع تمام این مقدّمات، قتلی واقع شد؛ ما آن قتل را قسمت کردیم، آن خون به این سهمها قسمت شد، به اندازۀ نیّت و کمک تو نصیب تو شد و این مقدار از آن خون بر عهدۀ تو است!»1
- الکافی، ج ٧، ص ٢٧٣.

