
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
اشكالات وارد بر نظر وهابىها و اخبارىها در تفسیر آیه نور
9خُب! اینکه مثلاً استوانۀ نورانی که فعلاً شما ملاحظه میکنید، این چه مناسبتی دارد با آن چراغی که سابقاً از روغن چراغ و فتیله بود و با سنگ چخماق روشن میکردند؟! این برق است، حرکت الکترون است در شیارهای سیم. و دو قطب میخواهد، از یک قطب به قطب دیگر عبور کند. به واسطۀ شدّت حرکت و سرعت و نداشتن محلِّ وافی برای عبور، مقداری از اینها بیرون میریزد، تبدیل به نور میشود؛ پس شما چرا به این میگویید چراغ؟! و اگر از این به بعد هم مثلاً یک چراغ دیگری ساخته شود، مثلاً فرض کنید که: اختراعی بشود و بدون وسیله، شما کلید را بزنید فضا روشن بشود، باز هم میگوییم: چراغ روشن میشود.
در تمام این مراحل، این چراغ را که میبینید با آن چراغ فرق میکند. چراغ اوّل چراغ فتیلهای بود با روغن چراغ، بعد چراغ نفتی شد، بعد گازی و توری و برقی شد، همه را میگوییم چراغ. و الآن که ما به چراغ الکتریکی چراغ میگوییم به همان استعمالی است که سابقاً به چراغِ فتیله و روغنِ چراغ میگفتند. نمیآییم یک لفظ چراغ دیگری وضع کنیم برای یک معنا؛ میگوییم: لفظ همان است، حالا یک شکل دیگر پیدا کرده. این شد لفظ عامّ.
ذکر مصادیقی از قاعدۀ وضع الفاظ برای معانی عامّه
زمانی که در آن زمان چراغ را استعمال میکردند، به خصوصِ ظرفی که درونش روغن چراغ و فتیله دارد، چراغ نمیگفتند، به آن دیگری هم که مثل این بود، میگفتند. به آن دیگری هم میگفتند، به آن دیگری هم میگفتند. در این شهر اگر بود میگفتند، در شهر دیگر هم اگر بود میگفتند، در این زمان بود میگفتند، در زمان دیگر هم بود میگفتند؛ پس تکثّر و تعدّد مصادیق مختلفۀ چراغ، موجب وضع لفظ چراغ به اوضاع متعدّد و متفاوت نمیشود.
همچنین اَشکال مختلفۀ چراغ، موجب تعدّد وضع نیست. لفظ واحد برای معنی عامّ وضع شد. لفظ چراغ وضع شد، نه برای این، یا آن؛ لفظ چراغ وضع شد برای چیزی و آلتی که او را درست میکنند و از آن نور بیرون میآید. این را میگوییم: چراغ. حالا آن میخواهد فتیله باشد و روغن چراغ، چیزی است که نور میآید بیرون؛ نفت باشد و فتیله و حباب، باز هم نور میآید بیرون؛ گاز باشد، باز هم نور میآید بیرون؛ برق باشد، باز هم نور میآید بیرون و چراغ است؛ پس آنوقتی که واضع لفظ را وضع کرد، برای این معنیِ عام وضع کرد.
