رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
5و بعد اگر هم شک میکردند دو شب را به عنوان شب إحیاء میگرفتند. ما یادمان هست که در همان زمان سابق وقتی شک میشد بین اینکه امروز هست یا نیست، هر دو شب را میگرفتند که به فیض شب قدر برسند. حتّی یک سال ما یادمان هست که وقتی شک داشتیم، مرحومآقا رضواناللَه علیه شش شب به مسجد برای شب قدر رفتند، شب نوزدهم دو بار و شب بیستم ویکم و بیست و سوم هم هرکدام دوبار تا اینکه به اصطلاح شب قدر را درک بکنند. چون یا این است یا آن است دیگر، نمیشود بگوییم: آقا ما امشب این را قرار دادیم و ... روی این جهت ماهی که در زمان رسول خدا و در زمان ائمهعلیهمالسّلام رویش اعتبار بود ماهی بود که با این دو چشم میدیدند، نه با تلسکوپ، تلسکوپی که در آن موقع نبود، پس با چی میدیدند؟ با همین چشم میدیدند و بر این چشم تکیه میکردند و روی این چشم حساب باز میکردند، نوزدهم میگرفتند، بیست و یکم میگرفتند و بیست و سوم میگرفتند، با همین چشم روز عید فطر میگرفتند و با همین چشم روز عرفه میگرفتند و روز عید قربان میگرفتند و ایامشان را بر این مترتّب میکردند، توجّه کردید؟ با همین چشم ظاهر.
حالا صحبت در این است اگر در زمان رسولخدا پیغمبر اول ماه را براساس چشم میگرفت، ما به چه حکم شرعی الآن آن را با تلسکوپ قبول میکنیم و تعین میکنیم؟ روی چه حسابی؟ در زمان ائمه که تلسکوپ نبود، در زمان پیغمبر که تلسکوپ نبود، با همین چشم ظاهر میرفتند و ماه را میدیدند، خیلی خُب، پس ما باید این را بگوییم: اگر در زمان رسول خدا تلسکوپ بود یک روز ماه رمضان رسولخدا تغییر میکرد! درست است یا نه؟! و پیغمبر با وجود اینکه اطّلاع داشت امروز روز اوّل ماه است فردا را روز اول ماه میگرفت! میشود همچنین حرفی بزنیم؟ متوجه شدید چه میخواهم بگویم؟ الآن تلسکوپ اختراع شده، در زمان پیغمبر و ائمه که تلسکوپ نبوده، هواپیما نبوده، چهجوری برایشان ماه ثابت میشد؟ با همین چشم ثابت میشد، با همین چشم روز اوّل ماه را میگرفتند، با همین چشم شب بیست و سوم ماه رمضان را شب قدر قرار میدهند. آیا پیغمبر میدانست امروز روز اوّل ماه است یا نمیدانست؟ اگر بگوییم نمیدانست پس پیغمبر جاهل بود، اگر میدانست پس همان روزی که مال پیغمبر است همین روز هم مال ماست. آسمان که تغییر نکرده، زمین که تغییر نکرده، متوجّه شدید ما چه اشتباهی داریم مرتکب میشویم؟!

