رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
6همان روزی که مال پیغمبر و ائمه بوده، چون اینها به عنوان سند هستند دیگر، اینها هستند، آن روزی که پیغمبر آن روز را روز اوّل ماه قرار میدهد با چه قرار میداد؟ با دیدن این چشم قرار میداد، نه با تلسکوپ، نه با بالا رفتن بالای ابرها و با طیاره دیدن که آن اصلًا یکجور دیگر است. با دیدن ظاهر پیغمبر میگفت ماهتان را شروع کنید، با دیدن چشم پیغمبر میگفت ماهتان را تمام کنید، با دیدن این چشم پیغمبر میگفت روز عید قربان بگیرید، با همین چشم پیغمبر میگفت، چون آن موقع که تلسکوپ نبود. خیلی خب، اگر ما بگوییم که در واقع آن روز واقعی یک روز قبل بوده، پیغمبر یک روز بعد اعلام کرد، چون اگر در آن موقع تلسکوپ بود پیغمبر میگفت روز قبلش روز اوّل ماه است، پس پیغمبر با علم به اینکه امروز روز دوم ماه است به مردم میگوید امروز را روز اوّل بگیرید! این درست است؟! این غلط است. نه مردم شما نمیبینید، هنوز تلسکوپ اختراع نشده، هزار سال دیگر اختراع میشود آن موقع یک روز میآید جلوتر! این حرف خندهدار نیست؟ خیال میکنم خیلی خندهدار باشد و ...
من یک وقت در یکی از فتاوای یکی از آقایان خواندم که الآن فوت کرده و به رحمت خدا رفته، وقتی دلیل میآورد در [استدلالش] خوانده بودم میگفت: منظور رویت است، حالا چه رویت با چشم عادی چه رویت با چشم تلسکوپ هر دو رویت است! خیلی برایم جالب بود که عجب، اگر قرار رویت به هر کیفیتی هست، بسیار خب، پس بنابراین بنده سوار هواپیما میشوم اصلًا دو روز قبلش، میروم اینقدر ارتفاع پیدا میکنم که روز بیست و هشتم را میگویم روز اول ماه است، این هم رویت است دیگر! مگر رویت نیست؟ اینقدر میروم بالا اصلًا یک روز قبل ...، شما مگر نماز مغرب و عشا را نمیخوانید، دارید نماز مغرب را میخوانید میبینید هواپیما دارد در آسمان راه میرود خورشید به آن تابیده، نمیبینید؟ وقتی که دارید نماز مغرب را میخوانید میبینید هواپیما در بالا به آن خورشید تابیده، یعنی اینقدر این ارتفاع گرفته که از آن مقدار خروج خورشید از تحت افق و ورودش هم بالاتر رفته در زاویه سطوع نور خورشید واقع شده در حالی که شما نماز مغرب را خواندهاید و فرضا نافلههایش را هم خواندهاید و یک ربع هم گذشته ولی در عین حال هنوز شما [نور خورشید را] میبینید.

