رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
4یادم هست در زمان سابق، در آن زمان سلطنت گذشته یکی از این نمایندههای مجلس بود، مجلس آن موقع گفته بود که من در خاطرم نیست حالا اسمش نمیدانم چیست کارکنان دولت اینها برای اداء مناسک حجشان میتوانند از تعطیلات تابستان استفاده کنند که هم تعطیلات است و هم میتوانند مکهشان را بروند! خب عموجان تعطیلات تابستان مال تعطیلات تابستان است، مال گردش و جاهایی است که خودتان تشریف میبرید، ولی موقع مکه به تابستان ربطی ندارد، این مال ذیالحجه است، یعنی اینقدر این نمیفهمید که عبادات وقت خاص دارد و در وقت خاص باید آن انجام بشود و الا خب فایده ندارد.
در ماه مبارک، شب بیست و سوم شب قدر است، شب قدر یک شب است، منتهی یک شبی است که در طولش کره زمین میگردد، کره زمین که همهاش یک جا شب نیست، هر دقیقهای از دقائق بیست و چهار ساعت در یک جا غروب است و در یک جا صبح است، چون این در حال گردش است دیگر، یک شبانه روزی که بر زمین میگردد آن میشود شب قدر. حالا آن چه شبی است؟ شب چندم است؟ شب بیست و سوم است؛ حالا با توجّه به قرائن و شواهدی که بر این مسأله دلالت دارد.
خُب حالا ما میتوانیم بجای شب بیست و سوم بگوییم آقا شب پانزدهم را شب قدر قرار میدهیم؟! دست ما نیست، شب قدر دست ما نیست، شب قدر دست خداست، خدا هم این را در یک همچنین شبی قرار داده، بیست و دو شب که از ماه رمضان گذشت در شب بیست و سوم میشود شب قدر، و این خصوصیات را دارد و این مسائل را دارد. حالا صحبت ما این است که در زمان رسول خدا اوّل ماه چه موقع بود؟ آیا اوّل ماه اوّل ماهی بود که با چشم عادی میدیدند یا با تلسکوپ و هواپیما میدیدند؟ آن موقع که طیاره نبود، آن موقع که تلسکوپ نبود، آن موقع که این دوربینهای یک متری و دو متری نبود! با همین چشم، همین چشم ظاهر منتهی چشم عادی نه اینکه حالا چشم ضعیف و [معیوب] با همین چشم عادی میگفتند: که بروید بالای بلندی، بالای کوهی، بالای ارتفاعی، در آنجایی غُیومی1 نباشد، که هوا صاف باشد، مانعی نباشد، افق را نگاه کنید وقتی که هلال در این چند درجه، هفت هشت درجه از افق بالا آمد در آنجا قابل رویت است، البتّه این هم بود که در بعضی از موارد حتّی با وجود بالا و ارتفاع داشتن هلال ممکن بود که دیده نشود. خب در اینجا میگفتند که از اطراف هم بیایند [و بگویند هلال را رویت کردهاند] کفایت میکند، لذا در آن موقع معمولًا ماه را در همین شب اوّل میدیدند، در همان زمانهای به اصطلاح گذشته.
- جمع غيم است بمعناى ابر. لغتنامه دهخدا

