رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
20امّا اگر آن نباشد میگوید: هم آن را میخواهم، هم آن را میخواهم، همهاش را با هم اگر بدهید باز هم بگویید بیاید! چرا؟ چون محبّت خدا در دل نیفتاده. دیدید بعضیها هزار تا سِمَت دارند، به هیچ کدامش هم نمیرسند! البته خب شاید خدا افتاده ما نمیدانیم سعه آنها خیلی است، عقل ما نمیرسد ممکن است یک کسی آنقدر سعه داشته باشد هزار تا که سهل است کل مسئولیت کره زمین هم به او بدهند باز هم میگوید: هَل مِن مَزید! درست شد!
حالا اینکه بخواهیم در همه امور به راه تو برگردیم این نیاز به فضل دارد، پس حالا که خدایا ما کارهای نیستیم، پروندهمان هم آمدیم برایت رو کردیم، رو کردیم بابا ما هیچ هستیم، ما از صفر هم پایینتر هستیم، ما منها هستیم یک منهای بینهایت هستیم فرض بکنیم ما آن هستیم، وقتیکه اینطور هستیم، این پرونده ماست حالا میخواهی با ما چکار کنی؟ بابا بالاخره تو هم خدا هستی دیگر! امامسجاد میگوید: وقتی ما اینطور هستیم از خدایی تو بعید است دیگر، اینجا خدا را میاندازد روی آنطرف سکه، میگوید یعنی آن رگ غیرت خدا را از آن طرف ... میگوید: وقتی بابا با یک موجود هر کسی باشد وقتی مورچه را هم نگاه بکند دیگر لگد نمیکند، وقتی نگاه به یک موجود ضعیف بکند یک دستی از او میگیرد ما این هستیم خدایا، وقتی ما این هستیم از خدایی تو بعید است که به ما رحم نکنی؛ یعنی دارد اینطور با این زبان با خدا صحبت میکند که: خدایا بابا تو خدا هستی ما بنده هستیم دیگر، این مقدار حق داریم به تو بگوییم که به ما رحمت کنم، به ما عطوفت کن، دیگر ما را مورد لطف خودت قرار بده.
زبان امام سجاد علیه السلام یک همچنین زبانی است، زبانی است که یک بنده دارد در مقابل مولای خودش لُنگ میاندازد و تسلیم دارد میشود و از خودش تمام آثار وجود را رفع میکند، تمام قدرت و اراده را همه را دارد به مولا میسپارد، میگوید: خدایا حالا که اینطور است پس غیرتت کجاست، آن رحمتت کجاست، آن غیرتت، آن خدایی، آن ربوبیت این پس کجا رفته؟ لذا قاعدهاش هم این است که بیایی ما را ببخشی، ما را مورد رحمت و عنایت لطف خودت قرار بدهی.

