رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
17لذا از آنطرف میآید قوای ملائکه، قوای رحمان، جنودالرحمان در اینجا میآیند و انسان را میگیرند. حضرتیوسف را آمدند دربرگرفتند و رسید به یکجا که دید اگر بخواهد این خلاف را انجام بدهد از آنکه باید به او برسد ساقط خواهد شد، این است که صاف ایستاد گفت: نمیکنم. هر کاری میخواهی انجام بده، می خواهی انجام بده، تیکهتیکه هم بکنی انجام نمیدهم، دیگر اینجا بود که آن به دنبال او آمد و بعد هم که خب آن قضایای دیگر اتّفاق افتاد و بچه شهادت داد و امثال ذلک، توجه میکنید!
این مسئله مسئلهای است که أمیرالمؤمنین علیهالسلام در مناجات شعبانیه بیان میکنند؛ حضرت میفرماید: خدایا من حول و قدرت ندارم که از معصیت تو برگردم به رضای تو، و رویم را برگردانم مگر در یک فضایی قرار بگیرم که آن فضای قرب توست، حال و هوای تو بیاید در من و مرا برگرداند و دگرگون کند و از آن فضایی که فضای معصیت بر من آمده، مرا به فضای دیگر خارج کند، وقتیکه خارج کرد طبعاً میروم، وقتیکه خارج کرد من میروم، آن چیست؟ آن محبت توست. پس بنابراین، تو همیشه این محبت خودت را در دل من بینداز تا من اصلًا به طرف گناه نروم، به طرف معصیت تو نروم، به طرف خلاف رضای تو نروم و حرکت نکنم، به طرف طمع نفس امّاره نروم.
نفس امّاره: هی این کار را بکنیم، آن کار را بکنیم، آن کار را بکنیم ... به این مقدار انسان میتواند وضعش بگذرد نه، برویم به این مقدار باشد! به این مقدار برسد ... هی بالاتر، هی بالاتر، هی بالاتر. و بدون تفکر نسبت به عاقبت و تبعاتی که ممکن است داشته باشد، هی انسان بیاید و در دور خودش این مسئله را گردش بدهد، چه کسی دارد گردش میدهد؟ ملائکه این را در دوروبر تو به گردش آوردند، یا شیاطین و ابالسه آمدند دارند این کارها را میکنند؟ هی میآیند، هی دنیا را جلوه میدهند، اینجا را زیاد کنیم، آنجا را بزرگ کنیم، آنجا را توسعه بدهیم، آنجا را چه کنیم، با چه امکاناتی با چه وضعی؟! درست! به هوای این، به هوای آن، به هوای آن، یکدفعه این نشد، یکدفعه این نشد.

