رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
19آقا فلان مبلغ است میخواهی بگیری؟
نه بابا برو به یکی دیگر بده!
آقا فلان امکانات است میخواهی؟
نه آقاجان برو یک جای دیگر.
آقا فلان موقعیت است، فلان پست است، فلان مقام است، فلان صندلی است، فلان میز است؟!
آقا این را بدهید به کس دیگر بنشیند به جای ما بهتر، ما حوصله این گرفتاری را نداریم، و چه نداریم!
چرا؟ محبت افتاده در این دل، وقتیکه محبت افتاد دیگر کاری نمیشود کرد، آنوقت درست فکر میکند، وقتی محبت بیفتد عقلانی فکر میکند، منطقی فکر میکند، مسائل را همه را با هم در نظر میگیرد، راحتی خودش را در نظر میگیرد، آیا این برایش گیر نمیآورد، آیا این برایش مشکل ایجاد نمیکند، آیا این برایش دردسر ایجاد نمیکند، آیا این برایش گرفتاری خیال و اینها به وجود [نمیآورد] همه اینها را میسنجد وقتی دید نه، هیچی نیست میگوید: حالا باشه. امّا وقتی دید اینطور است، نه؛ آنچه را که هست میآید برای انسان، حالا این نسبت به مسائل عادی، گناهش که دیگر به جای خود، دیگر همین امورات است
لذا وقتیکه امامسجاد میفرماید: هبنی بفضلک؛ معنای این فقره این است که در همه امور من خدایا فضل و آن عنایت خودت را بر من جاری کن، هم در وقتیکه میخواهم گناه انجام بدهم بیا آن فضل خودت بیاور و با محبتی که بر دل من میاندازی از آن گناه صرفنظر کنم. هم در آن وقتیکه به سمت دنیا میخواهم بروم حالا گرچه گناه نباشد همین خودش بدترین گناه است به سمت دنیا میخواهم بروم و این رفتن به سمت دنیا به صلاح من نیست، قبول کردن این پست به صلاح من نیست، قبول کردن این مسئولیت، این اداره، این کرسی، این نمایندگی، این مقام، به صلاح من نیست. وقتیکه محبّت تو بیاید، آنوقت میگوید: من این نمایندگی را نخواستم، من این مسئولیت را نخواستم، من این را نخواستم، نخواستم، نخواستم؛ درست شد!

