رؤیت هلال و کیفیت ثابت شدن آن
16چه کسی به او القاء کرد؟ خدا القاء میکند، یعنی وقتیکه انسان بیاید خود را به خدا بسپارد بگوید: خدایا من نمیدانم، من فهم ندارم، من عقل ندارم، من قدرت ندارم، تو بیا انجام بده؛ آنوقت در یک همچنین جایی شیطان وقتی میآید فضا را میآراید، بستر را آماده میکند، زمینه را مهیا میکند، مسائل را [توجیه] میکند، اینجاست که دیگر باید خدا بیاید و آن ملائکه را میفرستد: بروید نجاتش بدهید. از آنطرف شیطان میآید میگوید: این، حالا مگر مسئله چیست؟ قضیه چیست اینقدر حالا سفت و سخت گرفتی مهم نیست، این از آن طرف شیطان. از این طرف میگوید: چی چی مهم نیست آقا پدرت درمیآید. زن شوهردار، عجب! داری چکار میکنی؟ چکار داری میکنی؟ چی چی مهم نیست؟! بابا در را بسته چکار کنیم تقصیر ما نیست! خب در را ببندد که در را ببندد، یقهات را که نگرفته، در را بسته خیلیخب، دستوبالت را که نبسته. آن از آنطرف میآید آنطرف استدلال میکند، از اینطرف ملائکه و جبرئیل و اینها میآیند چکار میکنند؟ از اینطرف میآیند مطالب را [میرسانند.] یکی از آنطرف یکی از اینطرف، یک استدلال از آنطرف یک استدلال از اینطرف.
لذا آدم میبیند که هی میرود و میآید هان! اینطور نیست؟ همه بگویید بله دیگر حالا نمیگویم در این قضیه، در مسائل مختلف برای همه ما پیدا شده، یکجا نباید دروغ بگوییم میگوییم، یکجا نباید تهمت بزنیم میزنیم، یکجا نباید چکار بکنیم، نه اینکه حالا فقط این [مسائل باشد.] قضایا مطالب مختلف که برایمان پیش میآید برای همه هم پیش آمده، خدا برای همه پیش میآورد، حواس باید جمع باشد، اینجاست که آدم باید خودش را به خدا بسپارد به قول مرحومآقایحداد فرمایش ایشان: سالک باید مانند یک پاسبان با خنجر بر دل خود بایستد و نگذارد اصلًا آنطرف بیاید جلو، استدلال اولی که میخواهد از آنطرف بیاید بزند و بکوبد و خودش را به خدا بسپارد و بیندازد به اینطرف و نگذارد هی نوبت به این رفت و آمدها برسد، آن یک طرف، این یک طرف، این یکی بیاید ... آخرش بگوید که: خیلیخب حالا انجام نمیدهیم، حالا این دروغ را نمیگوییم، حالا فرض کنید این تهمت را نمیزنیم، حالا این عمل خلاف و کار خلاف را انجام نمیدهیم. از همان ابتدا نگذارد به بقیه برسد، نگذارد وقت بگذرد.

