محوریت توحید در فرمایش امام سجاد علیه السلام
6یک عبارتی امام سجاد علیهالسلام دارند، میفرمایند: خدایا به آن مقداری که مرا به خودت نزدیک کردی و بالا بردی و رفعت بخشیدی و به قرب خودت نزدیک کردی؛ به همان مقدار من را در نفس خودم ذلیل گردان. واقعا حقش این است که ما این عبارت را بنویسیم و همیشه در جلوی چشم خودمان قرار بدهیم. دیگر با وجود یک همچنین تعابیری دیگر نیازی به نصیحت نیست، یعنی همین عبارت امام سجاد علیهالسلام کفایت میکند که انسان راه را بگیرد و برود. آقا ما را با بقیه به یک حساب آورده، یعنی چه؟ این حرفها چیست؟ این مسائل چیست؟
آدم زرنگ آن کسی است که کاری انجام بدهد که ولی خدا راحتتر و امرش سهلتر بگذرد. ما که کسی نیستیم، ما صحبت راجع به بزرگان میکنیم، راجع به اساتید میکنیم، راجع به آنها صحبت است، همینهایی که ایشان در کتاب روح مجرد نوشتند و باید خط خط اینها را گرفت و مطالعه کرد.
در همان زمان سابق آن زمانی که خود ما هم مشهد مشرف بودیم خب جلسات اینطرف و آنطرف بود، شبهای ماه مبارک هر شب یک جلسه بود مرحوم آقا هم در همین جلسات شرکت میکردند، گاهی اوقات صحبت هم میکردند و اکثرا هم صحبت میکردند، جلسه قرآن و دعای افتتاح و ...، خب یادم است یک وقت زمستان بود و بعضی از افراد منازلشان دور بود. صحبت شد که خب حالا جلسه که بخواهد منزل شما باشد خب این منزل شما خیلی دور است، در این شب زمستان، ایشان خب بخواهند بیایند و ...، ما فقط گوش میدادیم ما کنار نشسته بودیم و فقط گوش میدادیم و افراد و دوستان با هم صحبت میکردند، خب این چه میشود؟ آنی که قرار بود منزلش باشد و دور بود و خارج از شهر و این چیزها، گفت که چی شد، خود ما هر شب بلند شویم از آنجا برای شرکت در جلسه بیاییم، اما وقتی که نوبت جلسه ما میشود منزل شما دور است، نمیدانم باعث زحمت است چی است؟ ما هیچی نگفتیم، سرمان پایین بود. در دل گفتم که عجب! ما چرا هنوز مطلب را نیافتیم، هنوز درنیافتیم. عزیز من صحبت این نیست که دیگران چرا منزل تو نیایند، صحبت این است که وقتی این بزرگ میخواهد در آنجا برود خب تبعا ممکن است مشکلاتی باشد، یخبندان هم بود و شب و خیلی زمستان سرد بود. صحبت کسان دیگر نیست، ما حاضر هستیم اگر منزل تو نیشابور و سرخس هم بود برویم، ولی صحبت راجع به این شخص است، راجع به این بزرگ است.

