محوریت توحید در فرمایش امام سجاد علیه السلام
5من کمتر عبارتی دیدم مثل این عبارت که مرحوم آقا و مرحوم حداد رضوان اللَه علیهما بر زبانشان نسبت به تلامذهشان جاری باشد: همیشه خود را کمتر از افرادی که در اینجا هستند به حساب بیاورید! این عبارت را همیشه ایشان میگفتند، خب درد معلوم است کجاست، معلوم است از کجا آدم ضربه میخورد، از کجا شیطان میآید سراغ آدم. وه پانزده سال است اینجایی بابا! این همش دو روزِ آمده، جوجه دو روزِ آمده، دارد برای تو خط و نشان میکشد، پانزده سال است اینجایی، ده سال است اینجایی!
چند سال پیش بود بنده یک مطالبی راجع به حج و عمره و زیارتها یک صحبتهایی کردم و خب اینها را دوستان درآوردند و روی کاغذ [پیاده کردند]. بعد گفتیم هر کسی میخواهد برود اینها را مطالعه کند، اگر هم بیاید پیش من خب من غیر از اینها مطلب دیگری ندارم همینها را میگویم. به قول معروف میرفتیم پیش مرحوم آقا میگفتیم آقا ما را نصیحت کنید میگفتند برو آن کتابهایی که نوشتم را بخوان، نصیحت من همان است. خب در واقع هم همین است دیگر. کتابهایی که نوشتند بعد از ظهر از خوابش زده، شب از خوابش زده، نمیدانم صبح بین الطلوعین بلند شده ما خواب بودیم میدیدیم ایشان دارد مینویسد، در بیماری، در مرض؛ در بیمارستان هم پیش ایشان بودم داشتند مطلب مینوشتند. کجا دیگر؟ خب اینها را برای که نوشتند؟ این مطالب را برای که نوشتند؟ درست؟
حالا شخص به من میگفت که آقا ما میخواهیم مکه برویم با اهل بیتمان، گفتم خب آقا مطلبی که داریم مطلبهایی که داریم خب بروید مصالعه کنید. آقا بهش برخورده چرا ما را قبول نکردند، یا ما را با بقیه به یک حساب آوردند! پس چه کارتان کنم. میفرمایید دو تا گوسفند هم جلویتان سر ببریم و طاق نصرت بگذاریم و قالی قرمز پهن کنیم، چه کار کنیم؟ خودمان با لباس احرام بیاییم پیشوازتان؟ به آقا برخورده که چرا ... خب آقا همین که نوشتیم برو بخوان دیگر. و بعد هم باعث تکدر خاطر و بعد هم فاصلهگیری. ای کاش همان سی سال پیش مکه میرفتی این مدت هم دیر شد!! توجه کردید؟ چرا؟ اشکال همین است! اینجا را ما گم کردیم. خیال میکنیم کسی هستیم، خیال میکنیم کسی هستیم، خیال میکنیم حسابی است، خیال میکنیم کتاب است، خیال میکنیم قضیهای است، درحالیکه مطلب اینطور نیست.

