محوریت توحید در فرمایش امام سجاد علیه السلام
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ مَا أَنَا یا رَبِّ وَ مَا خَطَرِى هَبْنِى بِفَضْلِک وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِک أَىْ رَبِّ جَلِّلْنِى بِسَتْرِک وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِى بِکرَمِ وَجْهِک فَلَوِ اطَّلَعَ الْیوْمَ عَلَى ذَنْبِى غَیرُک مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّک أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّک یا رَبِّ خَیرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکمُ الْحَاکمِینَ وَ أَکرَمُ الْأَکرَمِینَ.
ای خدا من جایگاهی ندارم تا اینکه تو بخواهی مرا مورد عقاب و مورد عذاب خودت قرار بدهی، کسی نیستم، چیزی به حساب نمیآیم، که حالا تصوّر شود که فلان شخص را ما عذاب کردیم، عقاب کردیم، یک شخصیت مهمّ، بله! آنچه که در میان مردم رایج و دارج است و در بین کارهای آنها، و فلان شخص بر فلان کس ظفر پیدا کرد، فلان شخص بر فلان دشمن خودش چیره شد و او را شکست داد، ما فلان جا را شکست میدهیم، ما فلان مملکت را شکست میدهیم، درست؟ امام سجاد میفرماید: ما اصلا کسی نیستیم، چیزی نیستیم در حساب خدا و حساب پروردگار، اصلا به حساب نمیآییم خدایا که تو حالا بخواهی بگویی ما فلان کس را عذابش کردیم، ما کسی نیستیم.
یعنی اینجا امام علیهالسلام از دریچه غیرت خدا وارد شده که خدایا آیا غیرتت، آیا ربوبیتت، آیا پروردگاریت، آیا عظمتت، آیا جلالتت، آیا بهاء و آن مقام کبریائیتت؛ اصلا اجازه میدهد که ما را به حساب بیاوری که بخواهی عذابمان کنی؟ بابا تو کجا و ما کجا! ما کسی نیستیم که تو با آن کبریائیتت بخواهی ما را رقمی حساب کنی و بخواهی مثلا تصور کنی ما بر این فرد چیره شدیم، ما این را شکست دادیم.
ببینید این اسلام چه فرهنگی دارد به ما یاد میدهد، چه چیزی دارد به ما یاد میدهد، چه الگوهایی را دارد در اختیار ما قرار میدهدخب امام سجاد است دیگر. خب کار امام علیهالسلام این است که بیاید به ما یاد بدهد. باید اینطوری باشید، باید این قسمی باشید، باید خودتان را با همه افراد هم نوع خودتان یکطراز بدانید، یکشانه بدانید، در یک صف بدانید. اینکه الان شما توفیق ولایت پیدا کردید و توفیق تشیع پیدا کردید و توفیق متابعت از اهل بیت علیهمالسلام پیدا کردید؛ شما را نفریبد و نکند خود را از یهود و نصاری و بقیه بالاتر بدانید. این دو حرف است، ها! یک وقت انسان میگوید خدایا الحمداللَه که به من توفیق دادی راه را نشان دادی و من را هدایت کردی، تو خودت من را هدایت کردی، وَ ما بِكمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَه النحل، ٥٣ از طرف خداست. اگر خدا میخواست آیا آنها را هم میتوانست شیعه بکند؟ خب بله! آنها هم میتوانستند شیعه شوند، آنها هم میتوانستند پیرو اهل بیت شوند. حالا که ما توفیق پیدا کردیم و این مسائل برای ما روشن شده، فکر ما باز شده، نسبت به حقایق تشیع مطالب برای ما روشن شده است، این را به حساب که بگذاریم؟ به حساب که بگذاریم؟ به حساب خودمان بگذاریم یا به حساب خدا بگذاریم؟ اگر به حساب خودمان بگذاریم که واویلاست! که آمده ما را هدایت کرده؟ خودمان یا واسطهای آمده و راه را نشان داده، که آمده؟ اگر آن واسطه نمیآمد آیا ما خودمان میتوانستیم راه را پیدا کنیم؟ خب اینطور که نبوده است.

