اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محوریت توحید در فرمایش امام سجاد علیه السلام

14804
سال 1436

محوریت توحید در فرمایش امام سجاد علیه السلام

11
  • عده‌ای از علما در نجف آمدند خدمت مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه و گفتند که ما آمدیم که شما برنامه‌ای بدهید دستوری بدهید تعارف بوده، همه‌اش تعارف بوده دستوری بدهید به ما، استفاده کنیم. یک وقت خدمت مرحوم آقا بودیم یک عده از تهران آمدند به مشهد و آمدند منزل در همان مجلس روضه، یک عده از همان ... زمان خیلی سابق بود دیگر، خیلی از افراد دولتی هم بودند، در آنها چند نفری بودند و اهل علم هم بودند. یک شخص اهل علمی هم در آنها بود هی با آقا می‌گفت آقای دکتر فلان معاون وزیر است، گفتیم بابا همان دفعه اول فهمیدیم دیگر، بعد اینها می‌خواستند از ایشان که‌ یک نصیحتی یک دستورالعملی، مرحوم آقا این آیه را شنیدم خواندند وَ لا تَقْفُ ما لَيسَ لَك بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كلُّ أُولئِك كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا الإسراء، ٣٦، هر جا که یقین نداری پایت را مگذار، هر قدمی که می‌خواهید بگذارید روی یقین بگذارید، در مورد مطلب دیگر هم صحبتی نکردند، مطلبی نگفتند فقط همین. حالا گرفتند یا نگرفتند مطلب را نمی‌دانم. خب همین قضیه ببینید آیه قرآن است خب ما که از خود درنیاوردیم آیه قرآن است. واقعا ما به این آیه عمل می‌کنیم؟ واقعا جایی که یقین نداریم حرکت نمی‌کنیم؟ و فقط در جایی که یقین داشته باشیم، در جایی که اطمینان داشته باشیم، حرکت می‌کنیم؟

  • چند سال پیش بود من در تهران در خیابان ایستاده بودم منتظر یک تاکسی بودم که بیاید، یک نفر آمد ما را سوار کرد تعجب کردم در این دوره زمانه دلش به حال ما سوخته، سابقی‌ها بیشتر می‌سوخت نمی‌دانم چه شده که دیگر کسی دلش به حال ما نمی‌سوزد. بعد سوار کرد و یک مقداری راه آمدیم و بعد معلوم شد که بله ایشان هم خلاصه صحبتی و چیزی. یعنی صحبت کرد گفت آقا من چه کنم و این حرف‌ها؟ گفتم یک سوال از تو می‌کنم، تو در روز قیامت پاسخگو به چه کسی خواهی بود؟ به من و امثال من پاسخگو هستی یا به کسان دیگر؟ اگر به من و امثال من پاسخگو هستی مشکلی نیست هر کاری می‌خواهی بکنی بکن، اما اگر قرار است به کسی دیگر پاسخگو باشی متوجه باش آنها سرشان کلاه نمی‌رود، آنهایی که باید پاسخگو به ایشان باشی سرشان کلاه نمی‌رود. گفت خب آخر این‌جوری می‌گویند، این‌جوری می‌گویند و فلان می‌کنند چه کار می‌کنند. همین‌طوری به او گفتم، گفتم مثل اینکه دو زاری‌ات نیفتاد من چی می‌گویم با هم شوخی هم می‌کردیم دیگر گفتم آن موقعی که می‌خواهی فلان کار را انجام بدهی اگر به جای این فرد فلان فرد باشد انجام می‌دهی یا نه؟ دیدم یک دفعه ساکت شد. گفتم حالا فهمیدی! حالا حرفم را فهمیدی! گفت: بله! گرفتم.