منزلت امام نزد خداوند متعال
4و این مطلب را ما در ارتباط با بزرگان رضوان اللَه علیهم مشاهده میکردیم که آنها نسبت به شاگردانشان یک همچنین وضعی داشتند. بعضی از شاگردانشان وقتی که میآمدند پیش آنها در تصورشان این بود که ما آمدیم، ما! ما! این ما خیلی مثل اینکه مقام و موقعیت دارد ما آمدیم اینجا، آمدیم در این بیت، آمدیم در این مجلس، این آقا فرض کنید که ده تا شاگرد داشت الان شده یازده تا، یازدهمی چه یازدهمی و چه حسابی دارد. واحدٌ کألفٍ است. آن ده تا به یک طرف این یازدهمی به یک طرف. من اینها را میدیدم ها! اینها را برای شوخی عرض نمیکنم ما اینها را میدیدیم و حالاتشان را
مشاهده میکردیم و در درون اینها سیر میکردیم و برای خود تصوراتی میکردیم، تصورات و توهماتی برای خودمان داشتیم.
یک وقتی یکی از اینها خدا حفظش کند الان هم است انشاءاللَه خدا به همه ما توفیق بدهد که بتوانیم خلاصه این باقی عمرمان را با تنبه و توجه طی کنیم، حالا هر چه بود گذشت. میگفت که صحبت یک شخصی بود از بزرگان حالا اسم نمیبرم چون فوت کرده و مدتی شاگرد مرحوم آقا بود و هر هفته پیش ایشان میآمد و ... یک دفعه به من میگفت که برای این مکتب همین بس که یک همچنین شخصیتی دارد میآید در اینجا و خلاصه این پذیرفته و تسلیم شده و خلاصه در اینجا پا گذاشته، نه آقای فلان و فلانی یک اسمهایی میبرد که اینها بود و نبودشان که تفاوتی نمیکند، بود نبودشان یکی است. خلاصه بیرودربایستی [بگویم که] آمدن این ارزش و بها داده به این مکتب و به این مدرسه و بیت و خلاصه دستگاه و اینها. ما یک قدری در احوال او نظاره کردیم و یک نگاه بله چه عرض کنم عاقل اندر ... در او انداختیم و چیزی نگفتیم. و اگر منتسب نبودم من به این بیت پاسخ او را میدادم که هزار مانند این، پر کاهی در اینجا ارزش ندارد، پر کاهی ارزش ندارد.

