منزلت امام نزد خداوند متعال
15ولی وقتی قرار شد که از بالا بیاید و آن اسم قهار پرورگار نزول پیدا بکند و طومار او را بپیچد؛ دیگر هیچ چیزی مانع نشد. یک شب تمام مسائل حل شد، تمام مسائل. صبح بلند شدند نگاه کردند دیدند همه جا پر هستند و گرفتند و تمام شد و رفت. چه شد؟ نقشهها چه شد؟ تدبیرها چه شد؟ تقسیمبندیها چه شد؟ مینشستند اینطرف و آنطرف، در رادیوها ما میشنیدم تحلیل میکردند و از اینکه این آمده تدبیری کرده که در مقابل آن دول دیگر بتواند بایستد اظهار رضایت میکردند. چقدر ما ساده هستیم! چقدر واقع ساده هستیم! اینها همش به خاطر چیست؟ میگفتند که بله! من خودم میشنیدم، بله ایشان آمده و سه قسمت کرده و بسیار تقسیم جالبی، یک قسمت را به یکی داده و یک قسمت را به یکی، هر کدام اینها جدا و بسیار میتواند این مقاومت کند و چه کند. بابا جان یک خرده اینجا را درست کنید، آخر تا کی ما همینطور مانند اطفال بیندیشیم؟ یک شب آقاجان اول و آخرش به یک شب، هم آن بالا و هم وسط و هم پایین همه اینها به هم پیچید و رفت و تمام شد و معلوم نشد خود این جناب کجا در رفت آخرش رفتند از چاه کشیدند بیرون و چه کردند. چرا؟ چون ما داریم از پایین به مطلب نگاه میکنیم نه از بالا، هی چشممان به پایین است، اینها این کار را کردند، هیچ نگاه نمیکنیم آن چه میکند، آن بالا چه خبر است؟ به آنجا توجه نداریم، لذا هی میپیچیم حرف میزنیم اینطرف میکنیم آنطرف میکنیم، وقتی یک دفعه به هم پیچید همه میگویند ها! ها! چه شد، خب بابا از اول اینقدر لازم نبود به یک راه دیگر بروی تا وقتی که مسأله جور دیگری شد، هاج و واج بشوی، هیچ طوری نشد، تقدیر اینجور بوده شما نمیفهمیدی شما خبر نداشتی.

