منزلت امام نزد خداوند متعال
14لذا دراینجا خیلی مسائل هست، کلمات ائمه علیهمالسلام چه مسائلی هست در آخر الزمان کسانی میآیند، چه مراتبی دارند، علتش این است که اینها ندیدند و با همان باطن خودشان و با عقل خودشان و با همان یافته خودشان بدون توجه به ظاهر حرکت میکنند همه اینها خب بالاخره همین است؛ که این قدرت و این صلابت و این استقامت در یک همچنین شرایطی برای انسان پیدا میشود.
حالا این امام سجاد بدون این قضیه چه فرقی با بقیه مردم میکند چه تفاوتی؟ یعنی ما اگر آن امامت و ولایت را از حضرت بگیریم، میشود یکی از افراد دیگر. پس امام علیهالسلام که در اینجا میفرماید که و ما انا یا رب و ما خطری، خدایا من در اینجا کی هستم؟ اهمیتم چیست؟ ارزشم چیست؟ چه موقعیتی من در اینجا دارم؟ خب حضرت راست دارد میگوید. میگوید آن ولایتی را که من دارم این ولایت مال توست، این ولایت مال من نیست، میدهی میگیری، به این میدهی از این میگیری، تُؤْتِي الْمُلْك مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْك مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ آلعمران، ٢٦ سلطنت را به این میدهی سلطنت را میگیری، ندیدیم ما؟ ما در آن زمانی که بودیم که همان زمان شاه مگر باور میکردیم یک روزی اینها سلطنت را از دست بدهند، اصلا به ذهنمان نمیآمد. یک مرتبه چطور آمد و این دودمان به هم ریخت و پیچید و هزار و یک کار میتوانستند در آن موقع انجام بدهند و ندادند، دستشان بسته بود، فکرشان بسته بود. وقتی اراده بیاید از آنجا، آن اراده حق بیاید فکرها را میبندد، دستها را میبندد، مسائل و جریانات را به شکلی درمیآورد که اصلا خواهی نخواهی انسان به یک سمت و سوی دیگری حرکت میکند، میگوید چرا اینجوری شد مگر من اینجوری نگفتم، آقا من به تو این را گفتم تو چرا ...، نه آقا تو این را گفتی، گاهی اوقات هم اتفاق میافتد انسان در حساب خودش یقین دارد که یک مطلب را به فلان کس گفته و یک دفعه میبیند یک چیز دیگر از آب درآمد. آقا شما این را گفتی، اینجا دیگر آدم میگوید که قضیه معلوم است یک چیز دیگر است خیلی اتفاق میافتد حتی برای خود انسان هم خیلی اتفاق میافتد. مگر ما باور میکردیم؟ ولی وقتی اراده میآید ... وَ تَنْزِعُ الْمُلْك مِمَّنْ تَشاءُ ... آلعمران، ٢٦ بخواهیم به یک شب همه طومار را به هم میپیچانیم، بخواهیم میتوانیم، هیچ کس هیچ کاری هم نمیتواند انجام بدهد هیچ کاری انجام نمیدهد. از آن بدتر برای آن جریان عراق و صدام بود، اگر یک در میلیون احتمال سرنگونی شاه بود راجع به صدام آن هم نبود، این دیگر جانوری بود که اصلا میگفتیم اصلا مگر جبرئیل از پس او برمیآید؟! این یعنی یک چیز عجیبی بود یعنی واقعا خیلی عجیب بود، خیلی. از نظر قدرت روحی و قدرت نفسی واقعا از افراد کمنظیر بود، خیلی نفس قوی و پر جاذبه و پر تاثیر، منتهی در قساوت و در ظلمت و در کدورت و ...

