اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منزلت امام نزد خداوند متعال

14067
سال 1436

منزلت امام نزد خداوند متعال

12
  • یک وقتی ما یک قضیه‌ای را مشاهده می‌کردیم، خندمان گرفت. یک شخصی را برده بودند در یک جایی، بعد یک بنده خدایی خلاصه در یک زندانی فوت می‌کند، در همان زمان‌های سابق، بعد آن قیافه‌اش و اینها را درست کرده بودند و آنجا گذاشته بودند. بعد افراد نمی‌دانم یکی از اقوامش و اینها رفته بود داشت توضیح می‌داد اینجا این، اینجا این، اینجا این اتاق این‌طور می‌کردند، چه می‌کردند. بعد رفت سراغ این بنده خدایی که آنجا تمثالش را درست کرد بودن، د کائوچو بود نمی‌دانم، پلاستیک بود دیگر، از پلاستیک درست کرده بودند که من اطلاعی ندارم، بعد رفته بود و نشسته بود و گریه می‌کرد یعنی او را گرفته بود! های های همین‌طور گریه می‌کرد برای اینکه این مثلا با اینکه پلاستیک است ...، چرا این را گرفتی؟ حالا بایست یک کنار و گریه کن، این پلاستیک را گرفته دارد گریه می‌کند چون تمثال یک کسی است که حالا قبلا از بین رفته و فلان و این چیزها. توجه می‌فرمایید؟

  • اینها چیست؟ اینها عالم توهم است دیگر. یعنی واقعا یک نفر بیاید همین کار را انجام بدهد، همین طرز صحبت کند ما چقدر ...؟ ابدا! چه سید [بزرگواری‌] حالا اگر شیخ هم باشد و عمامه‌اش [سفید باشد] چه سید [بزرگواری‌] می‌گوییم بابا این شیخ عمامه‌دار است، بین سیادت و بین عام بودنش هم ما فرق نمی‌گذاریم، یکی عمامه سیاه داشته باشد یا سبز حالا دیگر آن تو چه خبر است ما که نمی‌دانیم، حالا این واقعا مثل این [خدام‌] سامرا هستند می‌گویند عمامه سیادت را می‌فروشند یک ساعت دو ساعت اینهایی که در حرم هستند این کارها را می‌کنند، آن کلاه را می‌گذارد سرش و کلاه سیادت و صد تومان و دویست تومان خلاصه یک ساعت اینجا بایست و دلالی‌اش را بده و تقسیم کنند و ... خب چه می‌فهمیم ما؟ ما غیر از اینکه یک مقدار همین ظاهر برای ما نمایانگر یک مسأله است چه می‌فهمیم؟ چه چیزی ادراک می‌کنیم؟ هیچ، ادراک دیگری نداریم. این مطلب هم همین است.