منزلت امام نزد خداوند متعال
10یک دفعه در جایی بودیم مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یک قضیهای از آقای حداد تعریف میکردند که البته در یکی از همین سفرهایی که رفته بودند و مراجعت کردند و داشتند برای دوستانشان میگفتند یک قضیهای در آنجا اتفاق افتاد و خصوصیاتش را نگفتند و همینقدر که یک مسأله غیرعادی بود که توسط مرحوم آقای حداد این ظهور پیدا کرده بود و یک مسألهای که ممتنع بود، محال بود یعنی به حسب ظاهر وجودش و تحققش مستحیل بود، محال بود، یعنی اصلا امکان نداشت که این بخواهد یعنی با توجه به شرایط عادی نه محال عقلی.
وقتی که این انجام شد یک مرتبه یک حالتی در یک تعدادی از آن اشخاصی که در اینجا نشسته بودند پیش آمد که یک دفعه گفت: سبحان اللَه! یعنی شما میتوانید یک همچنین کاری انجام بدهید؟ سبحان اللَه! آقای حداد برآشفتند گفتند: ساکت شو! استغفار کن، توبه کن، مگر من کردم این کار را که داری به من نسبت میدهی؟ یعنی برآشفتند و خطاب کردند مگر من این کار را انجام دادم که داری به من نسبت میدهی و میگویی سبحان اللَه؟! خب کار خیلی غریبی بوده، کار از خارق عادت هم آن طرفتر بوده حتی، و رگهایشان قرمز شد، صورتشان برافروخته شد و گفتند استغفار کن! خجالت بکش! چه کن، چه کن، مگر من کردم؟!
دروغ نمیگویند، راست دارند میگویند. میگویند چرا این مسأله تو را فریفت و تو را گول زد، و تو را از آن ادراک واقع و ادراک حقیقت به ظاهر تنزل داد و آن واقعیت را از دیدگان تو پنهان کرد؟ چرا به آن واقعیت نگاه نمیکنی؟ امیرالمومنین علیهالسلام تمام همتش و تمام قدرتش و تمام آرزویش و تمام امنیهاش این بود که مردم را از توجه به خود به آن طرف [سوق بدهد] خب چه کار کند؟ خدا علی را علی خلق کرده، با این خصوصیت، بخواهی نخواهی همین است، خب تبعا افراد چه میشوند؟ یکی میرود علی اللَهی میشود یکی نمیدانم فرض بکنید که آنطرف میرود، یکی اینطرف میرود، یکی از اینطرف میافتد یکی از آنطرف، خب چرا نگاه نمیکنی به اینکه علی دارد این کار را انجام میدهد این دست دستِ او نیست، این دست دستِ بشری نیست، این ظهور ظهورِ اوست، هی چشم و توجه میآید به ظاهر و هی میآید اینجا را میبیند.

