ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
17میگوید: شما خدایی من را ندیدید، شما دریای رحمت من را نکشیدید، شما آن رحمت واسعه من را درک نکردید، بابا بیایید، چه میخواهید؟ چه نشستید میگویید که: خب به پیغمبر و آلش دادی، هیچی دیگر گیر ما نمیآید هر چه بود به آنها دادی، تو بیا جلو من به تو این را دارم میگویم: «وَ أن تُدِخِلَنى فى کلِّ خَیرٍ أدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ محَمَّد و أن تُخْرِجَنى مِن کلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد»؛ خدایا در هر چیزی که آخر یعنی چه این قضیه در هر مرتبهای که، در هر تجلی که، در هر ظهوری که پیغمبر و آل پیغمبر را در آن ظهور متظاهر کردی ما را هم در آن تجلی و در آن ظهور قرار بده! اصلًا آدم میماند که این ... یعنی خُب مگر میشود؟ معنایش یعنی چه؟ خدا میگوید: من تو را همانجایی میگذارم که امیرالمومنین است، دیگر چه میخواهی؟!
خُب میگوید: علی دیگر گل سرسبد عالم است، امام حسن علیه السلام، امام سجاد گل سرسبد عالم، من تو را در کنار آنها مینشانم، دیگر مگر بالاتر از این میخواهی؟! تو بیا جلو، تو یک قدم بردار، تو یک حرکتی بکن ببین به تو میدهم یا نمیدهم! و از هر بدی، از هر تَوَغُلی، از هر اعتباری، از هر فرو رفتن در اعتبار و توغل در اعتباری، از هر کثرتی، از هر ابتعادی، که پیغمبر و آل پیغمبر را مصون داشتی و آنها را در این مسأله به مقام عصمت رساندی، مرا هم از همان دور کن، یعنی من هم میشوم معصوم، من هم مثل آنها میشوم معصوم، مگر اولیاء خدا معصوم نیستند؟ یک ولی خدا که دیگر خلاف نمیکند، در همان عصمت مقام امام، ولّی خدا فناء پیدا میکند، عرض کردم مسأله اشتباه یک مطلب دیگری است و خب آن اختصاص به ائمه دارد، ولی منظور همان خلاف است.
خُب آدم دیگر چی میخواهد؟ یعنی آنچه را که خدا به ما عنایت کرده قدرش را نمیدانیم، که همان مقام خلافت اللَه است همان ظهور همه اسماء جمالیه و جلالیه به نحو اتم در وجود و نفس آدمی است.

