ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
14ما نه، الآن در یک همچنین مسألهای هستیم، میآییم در یک همچنین مقایسهای قرار میگیریم منتهی خُب از خدا کمک میگیریم، از انفاس قدسی کمک میگیریم، توکل به خدا میکنیم، جانب راست را بر جانب دروغ ترجیح میدهیم، گرچه به ضررمان هم بشود، گرچه به ضررمان تمام شود، اگر خدا توفیق دهد میآییم این کار را میکنیم، ولی از اینجا بالاتری هم هست، بالاترش این است که اصلًا در یک همچنین قضیهای طرف فکر دروغ نمیکند تا اینکه بخواهد بیاید راست بگوید یا نه. اصلًا میگوید: دروغ یعنی چه، اصلًا دروغ یعنی چه؟ تقلب یعنی چه؟ تقلب اصلًا یعنی چی؟ یا حق من است یا نیست، یا رأی من از توی صندوق درمیآید یا نمیآید، اصلًا تقلب یعنی چی؟ اصلًا نمیفهمد که تقلب چیست و از چه مقولهای است.
ما میفهمیم، ما تقلب را قشنگ میفهمیم خوب هم میفهمیم، خیلی عالی از همه چیز بهتر این یکی را میفهمیم. امّا بعضیها اصلًا نمیفهمند که تقلب یعنی چه، نمیفهمند که خیانت یعنی چه، نمیفهمند که دروغ یعنی چه، نمیفهمند که ظلم یعنی چه، اصلًا نمیفهمند، این را اصلًا نمیفهمند! اینها همانهایی هستند که آنچنان نور و بهاء و حقیقت و عظمت آمده و بر قلب آنها احاطه کرده که تمام قلب را در سیطره و چنبره خودش قرار داده به طوری که اصلًا روزنهای حتّی به اندازه سر سوزنبرای نفوذ خلاف باقی نگذاشتهاست. اینها آن افراد هستند، این میشود عصمت، پس عصمت یعنی انسان به جایی میرسد که: اصلًا نمیفهمد که تقلب به چه میگویند، دروغ اصلًا به چه میگویند، اصلًا نمیفهمد. قبلًا میفهمیدها، ولی الآن به اینجا رسیده، این شخص باید زمام را به دست بگیرد، این شخصی که اصلًا نمیفهمد، ولّی این است، ولّی به این شخص میگویند، حالا فهمیدید؟!
خُب حالا ما باید به این سمت حرکت کنیم، باید به این سمت جلو برویم، و از خدا بخواهیم که خدا فهم بدهد و در مسائل به انسان بصیرت بدهد، حالا یک وقتی انسان اشتباه هم میکند، حالا آن را خدا خودش میگذرد و میبخشد، ولی وقتی که اشتباه کرد دیگر روی اشتباهش نایستد، وقتی به او گفتند: آقا این کارت اشتباه بود؛ فکر کند ببیند خُب بله بله درصدد تدارک بربیاید اشکالی ندارد، بالاخره هر کسی یک همچنین مسألهای را انجام میدهد.

