ارتباط تام و بر اساس یقین با ولی الهی ضامن رسیدن به هدف
7این است که بزرگان سفارش میکردند در مراقبه، در هر قدم همانجا نگاه کن، ببین، کارت درست است یا نه، در هر قدم، نگذار بگذرد و بگویی در قدم بعدی جبران میکنم؛ بگذار این بگذرد بعد در قدم بعدی جبران میکنم! در هر قدم اگر در همانجا حق مطلب را ادا نکردی و رضای خدا را به دست نیاوردی، نفست یک آمادگی پیدا میکند برای اینکه بتوانی خطا را در قدم دوّم انجام بده، کار کار نفس است.
بعضیها را دیدهاید دستشان را میزنند به برق دویستوبیستولت و برق آنها را نمیگیرد؟ میدانید چرا؟ چون کمکم تجربه کردهاند، اوّل از یکولت، دوولت، بیستولت، حالا یکییکی این لرزیده، لرزیده، سیولت، چهلولت، دویستوبیستولت، اگر دستش را به یکی دیگر بزند آن میرود هوا، ولی [خودش] هیچ طوریش نمیشود، عادت کرده، این دیگر بدنش نسبت به این دیگر اعتیاد پیدا کرده برق دیگر او را نمیگیرد، آن شوکی که باید به او وارد شود دیگر نمیشود، خدا در هر لحظه برای انسان هی شوک وارد میکند: وَ كأَينْ مِنْ آيةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يمُرُّونَ عَلَيها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ1، خیلی آیه، آیه عجیبی است.
این آیه از نکات مهم سلوکی است که؛ انسان چطور در هر لحظه، در هر ساعت، در هر حادثه و پدیده، آنچه را که برای او مهم است و کلیدی است و برای او حیاتی است خدا به انحاء مختلف برای او پیش میآورد تا اینکه به او نشان بدهد؛ گرفتی میروی جلو، نگرفتی یک شوک را رد کردی! حالا برای به هوش آوردن تو باید پنجاهولت را زد، تا حالا بابیستولت و سیولت تکان میخوردی، یک حرکتی میکردی ... نه، آن را رد کردی، حالا باید پنجاهولت را زد؛ یک قضیه دیگر میآید، با پنجاهولت دیگر، یک حادثه میآید، میبینی عجب! این را دیگر چهکارش کنم، این را دیگر چطوری توجیه کنم، این را دیگر چطور جواب مردم را بدهم! خُب حالا اگر بخواهیم جواب مردم را بدهیم بقیه حرفهایی هم که زدیم زیر سؤال میرود، پس آن بقیه را چیکار کنم؟! هی بالا [پایین میکند]، شیطانمیآید میگوید که: حالا این را هم توجیه کن دیگر، انشاللَه یکجوری میشود، یک قسمی میشود، بالاخره حالا بالا، پایین، مصلحت و چیزهای دیگر و فلان و ... آقا میآید آن پنجاهولت را هم رد میکند، ماشاللَه پنجاهولت به نفعش، این دفعه خدا صدولت را [میزند] و همینطور ...
- یوسف، ١٠٥.

