نحوۀ درخواست سالک از خداوند متعال
6تا آمدم بروم دیدم همان آقایی که با من هست، یک لولهای برای او در نظر گرفتند [به اندازه یک سر] حالا این چطوری از این لوله اینقدری میخواهد رد شود؟ آن که برای من است به اندازه قامتماست یعنی فرض بکنید که مثلًا قطر آن دو متر هست و طول آن ده، بیست متری بیشتر نیست و از آن رد میشوم و میروم، این که برای این آقاست [خیلی کوچک] و طول آن دویست کیلومتر است! یا اللَه! ایشان گفتند طول آن حدود صد تا دویست کیلومتربود، حالا این چطوری از این رد شود؟ باید هم رد شود، یعنی هیچ راه دیگری در این طرف و آن طرف نیست و باید رد شود.
بعد من میدیدم این آقا سرش را میکند توی این لوله که فقط سرش به زور میرود حالا این شانهاش گیر میکند، شانهاش چه کار کند، هی فشار میدهد خب شانهها نمیگذارد، این شانهها نمیگذارد ببینید اوضاع چیست آقا، ببینید اوضاع چیست، مسأله این استها! حواسمان باید جمع باشد، کلهمان را در برف نکنیم و بعد بگوییم کسی ما را نمیبیند، خوب ما را میبینند! خدا دو تا مامور گذاشته یکی اینجا یکی اینجا، اگر این خوابش ببرد این بیدارش میکند بلند شو بلند شو، بابا بایست چی چی دارد خوابت میبرد! اگر این خوابش ببرد این بیدارش میکند، اینها که خواب و بیداری ندارند بندگان خدا!
{... بَلْ عِبادٌ مُكرَمُونَ}1 {لا يسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يعْمَلُونَ}2
بعد میگفت این سرش را از لوله میآورد بیرون و از توان افتاده بود، از تاب و توان افتاده بود و همینطور عرق از سر و رویش میریخت و دوباره سرش را میکرد تو، هی فشار میداد خب این شانه نمیگذارد، اینقدر است این شانه چه کار میکند نمیتوانست برود و دوباره تقلا میکرد دید چارهای ندارد و باید برود، خلاصه من آمدم به حالش رقت کردم ولی دیدم کاری از دست من برنمیآید، رو کرد به من گفت آقا سید محمد حسین حال من را داری میبینی؟ گفتم بله میبینم، گفت چه کنم؟ گفتم من که به شما گفتم باری را که نمیتوانی برداری برندار، چرا گوش ندادی؟ خداحافظ شما. گفت میروی؟ گفتم من باید بروم! به او گفتم باید بروم من که نمیتوانم اینجا بایستم و حرکت کردم و آمدم و طول آن تونل یک ده بیست متر وارتفاع آن هم دو متر بود تازه بالاتر از قد ایشان بود، چند سانتی هم برای بالا پریدن یا تند رفتن، مثل اینکه خدا [یک مقدار فضای بیشتری] گذاشته بود! بالانس کرده بود! یکی بخواهد یک خرده اینطرف وآنطرف هم شود.
- الأنبیاء، ٢٦.
- الأنبیاء، ٢٧.

