نحوۀ درخواست سالک از خداوند متعال
18پاسخ این است که به آن خود تو کسی دسترسی ندارد، آن که ما دسترسی داشتیم، به سر تو دسترسی داشتیم که قطع کردیم، به گردنت دسترسی داشتیم گردنت را برداشتیم فرستادی برای همسایه، به پا و کتف و اینهایت دسترسی داشتیم که تکه کردیم یکی یکی به نمیدانم فامیل و برادر و اینها تقسیم شد دل و جگر و اینها هم دسترسی داشتیم، برداشتیم دادیم به آن و همینطور پوست هم که خود همان قصاب گذاشت روی کولش و رفت، به خود تو کسی کاری ندارد، که تو الآن داری در مقام محاسبه خودت را به حساب میآوری، آن که مردم با آن کار داشتند خود تو نبودی اجزاء بدنت بود و به خاطر اجزاء بدنت سر تو را بریدند، قطع کردند، پوستت را درآوردند و نمیدانم دل و جگرت را چه کردند، رودهات را هم حتی برداشتند بردند، چون روده را هم میروند چه کار میکنند، الآن نمیدانم ولی سابق که بخیه میکردند و چیزهای بخیه با روده میکردند.
به خاطر اجزاء بدن تو این مسأله امروز در روز عید قربان اتفاق افتاد، ولی کسی سراغ خود تو را نمیگیرد، چون کسی به تو دسترسی ندارد. درست شد؟ بعد ایشان میفرمودند: من با شما همان سراغ خود تو را دارم میگیرم، من نه به علمت کار دارم، هر چه میخواهی علم داشته باش برای خودت، من نه به مالت کار دارم هر چه مال داشته باشی به من چه مربوط است، اصلًا تمام دنیا برلیان آن هم در دست تو به من چه! چه ربطی به من دارد، من نه به موقعیت اجتماعیت کار دارم، برایت میزنند بالا، میزنند پایین، سلام میکنند، تا کمر خم میشوند، میافتند روی پایت، پایت را هم میبوسند و امثال ذلک، من به اینها کاری ندارم، من نه به مرید و مریدها و این حرفهایی که چیز است کار ندارم، به این مسائل کار ندارم. درست؟

