نحوۀ درخواست سالک از خداوند متعال
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«وَانَا یا سَیدِى عَائِذٌ بِفَضْلِک هَارِبٌ مِنْک الَیک مُتْنَجِزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً»
خلاصه مطلب اینکه دیگر ماه رمضان تمام شد و ما هنوز اندر خم یک کوچهایم، بنا داشتیم درباره فقره هارب منک الیک برای رفقا صحبت کنیم که به تأخیر افتاد، انشاءاللَه اگر عمری باقی باشد و بدایی حاصل نشود و مشیت خدا تعلق بگیرد برای سال دیگر. همینطور راجع به مسأله آخر که خب آن هم به نظر میرسد که نیمه تمام بماند، حالا اگر توفیق پیدا کردیم تا هر جایی که امشب و فردا شب برسیم راجع به آن صحبت میکنیم، تا ببینیم که تقدیر چه چیزی رقم میزند. مطلبی را یکی از دوستان تذکر دادند، راجع به آن شخصی که رفته بود پیش مرحوم قاضی، بنده عرض کردم؛ گفته بود که این مطالبی که شما میگویی درست است یا نه، حق است یا نیست؟ چطور است؟ منظور شخصی است که به نحو دیگری این مسأله را مطرح کرده، یکی از افرادی است که خودش هم اهل ارادت بود و افرادی هم در اطراف او بودند و ظاهراً در همان جلسه اول که پیش مرحوم قاضی رفته بود، این سوال را مطرح کرده بود، ولی منظور بنده ایشان نیست، آن شخصی که منظور بنده است اصلًا معمم نبوده و چند سال هم پیش مرحوم قاضی بوده و بعد این سوال را مطرح میکند، لذا ممکن است این قضیه راجع به دو نفر اتفاق افتاده باشد.
بله همانطوری که یکی از دوستان میفرمایند اگر منظور آن شخص معمم است که خیلیها هم او را میشناسند و ایشان از دنیا رفته، ولی خب با مرحوم قاضی ارتباط داشته و بعد هم با مرحوم حداد ارتباط داشته و با مرحوم والد، ولی دیگر این اواخر عمر ارتباطشان قطع بود و مرحوم آقا هرچه با ایشان ور رفتند که بلکه آن ارادت مرحوم حداد را بپذیرند ایشان نپذیرفتند، لذا مرحوم آقا هم ارتباطشان را با ایشان قطع کردند و قطع یعنی نه به عنوان قطعِ قطع ولی دیگر آن ارتباط مستمر نبود. خب گاه گاهی میآمد سلام و علیکی چیزی ...، ولی به طور کلی ایشان ارتباطشان را با کسی قطعِ به آن کیفیت نکردند و خیلی عجیب بود حال ایشان! خیلی عجیب بود!

