اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت یقین در سیر و سلوک

14083
سال 1435
نسخه عربی

اهمیت یقین در سیر و سلوک

9
  • لذا پاسخ معاویه را نتوانست بدهد وقتی که رفت پیش معاویه‌1، معاویه اصلًا تحویلش نگرفت گفت: برو پی کارت. معاویه آدم بافهمی بود، حسابی بحث می‌کرد و استدلال می‌کرد آدم چیزی نبود، گفت: این‌ها را برای من نمی‌خواهی بگویی، تو علی را به حق درنیافتی؟ معاویه دارد به او می‌گوید، می‌گوید: تو نفهمیدی، من دارم می‌گویم، منِ معاویه می‌دانم علی برحق است. به او نگفت، در دل خودش داشت می‌گفت دیگر، اگر نمی‌دانست برحق است که بعد از أمیرالمؤمنین گریه نمی‌کرد برای علی علیه‌السّلام.

  • اگر مأمون نمی‌دید که امام‌رضا علیه‌السّلام برحق است که بعد از شهادت امام‌رضا علیه‌السّلام گریه نمی‌کرد، می‌گفت: بیایید روضه علی‌بن‌موسی را بخوانید، می‌آمدند و خودش ... و بعد می‌گفتند: که تو چرا گریه می‌کنی؟ می‌گفت: هیچ کس مثل من قدر این مرد را نمی‌داند که این که بود! خُب این پدرسوخته‌ها، خودشان همه خبر داشتند چه‌کار کردند، خودشان از همه بهتر می‌دانستند. امام‌رضا علیه‌السّلام کاری کرد با مأمون، که بعد از شهادتش تا سال‌ها همین مأمونی که فاسدترین، لعین‌ترین، مجرم‌ترین، فاسق‌ترین شخص باید باشد تا بتواند امام برحق و شریف‌ترین فرد روی زمین را با این قساوت از بین ببرد، این برای امام‌رضا علیه‌السّلام گریه می‌کند.

  • أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در حکومتش چه‌کار کرد که بدترین فرد عالم، نمی‌دانم متقلب‌ترین و خائن‌ترین هر چه از این ترین‌ها هست می‌خواهید به او بگویید، بگویید. این بعد از شهادت أمیرالمؤمنین می‌آید برای أمیرالمؤمنین گریه می‌کند وقتی که صحبت أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌شود با افرادی که می‌روند می‌بینند معاویه گریه کرد، خودش را هم به گریه نمی‌زد، خُب واقعاً گریه‌اش می‌آمد، خُب می‌آمد دیگر، برای چی خودش را به گریه بزند.

  • یعنی أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام کاری با معاویه کرده که معاویه می‌داند این علی کیست، معاویه می‌داند در این جنگ، این مرد چه کرد، مردانگی علی را معاویه فهمید. آن‌ها پدرسوخته هستند دیگر، آن کلک‌های سیاسی و فلان و این حرف‌ها، آن‌ها بهتر از همه خلاصه افراد را می‌شناسند، این سیاستمدارها که از همه کلک‌تر و پدرسوخته‌تر هستند، این‌ها خوب دور و وری‌هایشان را می‌شناسند. چرا؟ چون خودشان دستشان در کار است، می‌فهمند کی کیست، آن معاویه می‌فهمد این علی کیست، تا جنگ نشود، تا علی از مدینه نیاید بیرون به سمت شام تا آن جریان نشود، تا نحر را نگیرند، تا أمیرالمؤمنین نحر را آزاد نکند، تا دوباره لشگر معاویه را اجازه ندهد، تا قضیه آن یارو عمروعاص پیدا نشود و همین‌طور قضایایی که در هر روز [اتّفاق می‌افتاد.] خُب این أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام چطوری خودش را نشان بدهد، در خانه بنشیند، درنیاید، با کسی حرف نزند، خُب مگر کسی او را می‌شناسد؟

    1. ٣- امام شناسى، ج ١٠، ص ١٦٨ تا ١٧٠.