اهمیت یقین در سیر و سلوک
8وقتی که راه برای انسان روشن باشد، تصمیمی که انسان میگیرد تصمیمی خواهد بود که دیگر تبعات مسائل و جریاناتی که اتّفاق میافتد دامن این را نخواهد گرفت، چرا؟ چون تصمیم صحیح بوده.
هر قضیهای که اتّفاق افتاده، هر کسی در اتّفاق افتادن این قضیه [نقش داشته] ولو یک نفر، ولو یک رای، باید حساب پس بدهد، شوخی هم ندارد. قضیه چیست؟ به خاطر این است که در دستگاه خدا مسائل همه زیر ذرهبین است.
در امامشناسی است یا معادشناسی است که مرحومآقا قضیه سعدابنوقاص را نقل میکنند که در زمان أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بیعت نکرد1 و رفت برای خودش جدا و کاری نداشت. در زمان ابیبکر نیامد دیگر، و أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را یاری نکرد، بعد آنجا ایشان یک حرفی میزنند میگویند: جناب سعد شما فرمانده لشگر اسلام بودی چون سعدابنوقاص تیرانداز خیلی ماهری بود بسیار در تیراندازی ... و در لشگر فرمانده گروه تیراندازها بود، و همین فاتح مدائن و ایران و اینها بود ایشان میگویند: چرا شما با این موقعیتی که داشتی و با اینها نیامدی و از حق دفاع نکردی؟ آیا علی حق بود یا نبود ما از شما این سؤال را داریم؟ حق بود یا نبود؟ اگر نبود، خُب بسیار خُب، اگر علی برحق نبود حرفی نداریم، مطلبی نیست، من علی را حق ندیدم به این دلیل و به این دلیل و نیامدم! خیلی خُب، خدا هم هیچ کاریش ندارد. واقعاً اگر بینیوبیناللَه دو دوتا چهارتا میکرد، مقدمات را در کنار هم قرار میداد و به این نتیجه میرسید که من به این نتیجه رسیدم و کسی هم پاسخگوی من نیست، و علیبرحق نیست، نه علی برحق است، نه ابوبکر، هیچ کدام! میروم به راه خودم. خُب خدا هم کاریش ندارد.
ولی تو که میدانی علی برحق است، تو که در جریان غدیر بودی، تو که این همه از پیغمبر صلی اللَه علیه و آله راجع به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام این مطالب را دیدی و شنیدی تو که در فلان قضیه حضور داشتی، مسائلی که رسولخدا میگفتند، موقعیت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام و چیزها را میدانستی، کسی که دیگر تو را نمیتواند گول بزند، تو که بچه پنجساله نیستی، کسی دیگر تو را نمیتواند گول بزند.
- امام شناسى، ج ١٠، ص ١٧٢ به بعد؛ و اسرار ملكوت، ج ١، ص ١٢٩ بعد.

