اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت یقین در سیر و سلوک

14083
سال 1435

اهمیت یقین در سیر و سلوک

15
  • یک شب، شب سه‌شنبه بود راجع به همین‌گونه مسائل مرحوم‌آقا داشتند صحبت می‌کردند که: دادوستد در اسلام چطوری است، داد و ستد در مبانی دینی چگونه است، دادوستد در مبانی توحیدی چطوری است، راجع به این مطالب داشتند صحبت می‌کردند، بعد وقتی که صحبت‌هایشان به اینگونه جاها رسید، یک‌دفعه یکی از همین دوستانی که نزدیک من نشسته بود که الآن در قید حیات است، رو کرد به من یک‌دفعه این‌طوری کرد: به‌به‌به! ما رو باش حالا مثلًا پانزده‌سال است نمی‌دانم چهارده سال چقدر آن زمان دیگر آنجا بود می‌گفت: مثل اینکه ما چهارده‌پانزده‌سال اصلًا در باغ نبودیم! خُب واقع همین است، واقع همین است، اگر می‌خواهی به آن نقطه برسی بسم‌اللَه؛ این است، شرائط این است، اگر نه مراتب دیگر می‌خواهی خیلی خُب، هر مرتبه‌ای یک اقتضائاتی دارد، یک شرایطی دارد بسیار خُب، این‌قدر می‌خواهی این‌قدر، این‌قدر می‌خواهی این‌قدر، تا سقف می‌خواهی، تا عرش می‌خواهی آن یک چیز دیگر است، این همین است اگر تا عرش می‌خواهی باید نگاه کنی ببینی أمیرالمؤمنین چه‌کار می‌کرد، چه‌کار می‌کرد؟ صاف، همیشه راست بود، همیشه درست بود، هیچ وقت گول نزند، هیچ وقت خیانت نکند، در سرت جز صدق نباشد، جز صفا نباشد.

  • این پیغمبر می‌آید خانه این ابوسفیان را برمی‌دارد مأمن می‌کند، محل امنی می‌کند.

  • امّا آن معاویه می‌آید با امام‌حسن علیه‌السّلام پیمان صلح می‌بندد: این کار را می‌کنیم، این کار را می‌کنیم، فلان می‌کنیم، حکومت تا وقتی که من زنده هستم بعد از فوتم به شما باید برسد، و به فرزندانم نمی‌رسد، کسی حق ندارد از مخالفین با ما، از موالیان علی، پدرت را اعدام بکند، کسی حق ندارد ... تمام این‌ها را امضا می‌کند، همین که امضای حضرت می‌آید زیر [صلح نامه‌]، بلند می‌شود می‌آید در مسجد کوفه صاف صلح را زیرپایش می‌گذارد، می‌گوید: هر چه را گفتم زیر پای من است، به قدرت‌رسیدم هر کاری دلم می‌خواهد [می‌کنم‌]. آن حکومت، حکومت پیغمبر، این حکومت هم حکومت اهل دنیا، حکومت اهل دنیا همین است، همین که خر از پل گذشت، تمام شد، فراموش، آنچه را که گفتند، آنچه را که تعهد کردند، همه را زیر پا می‌گذاری! ما آن موقع تعهد کردیم این حرف‌ها را زدیم! الآن شرائط عوض شده! عجب! چرا آن موقع فکر این را نکردی که اگر شرائط عوض شود، گفتی همیشه. آن موقع مصلحت آن‌طور بود الآن مصلحت این‌طور؛ خُب همه همین‌طور هستند هر کسی هر روز می‌آید یک چیزی می‌گوید بعد می‌گوید مصلحت این بود، امروز این است. خُب خوب شد آن موقع ما می‌فهمیدیم، افراد می‌فهمیدند، اگر قرار بر این بود که تفکر تغییر پیدا کند مسأله تغییر پیدا کند، خُب می‌گفتید: آقا الآن فعلا این‌طور است، بعداً بعد از چند سال دیگر ممکن است اصلًا ضد این شود، خُب قضیه چه می‌شود؟!