اهمیت یقین در سیر و سلوک
10بله، سر سفره برنج زعفرانی و حلوای کذایی هم انسان میخندد با همه تبسم میکند، میگوید: بله، این آدم خوشخنده، عجب آدم متبسم و چه خوشاخلاقی است، وقتی که یک مسأله پیدا شود، مسأله مالی پیدا شود، مسأله ارثی پیدا شود، از این قضایای نامناسب پیدا شود، آنوقت معلوم میشود خوشاخلاق کیست، بداخلاق کیست، بُتهدار کیست، آنی که اصل و بُتهدار است کیست، بیفرهنگ کیست با فرهنگ ... اینها سر سفره برنج و خورشت کذا پیدا نمیشود، اینجا همه به هم میخندند به به ...، اینجاها نمیشود انسان آزمایش کند، باید جنگ شود، جنگ به آن نقطه حساس برسد که با یک ضربت کار جنگ تمام است، آن ضربت را نگه میدارد و شکست میخورد، که این کار را انجام میدهد؟ واقعاً که انجام میدهد؟ که انجام میدهد؟!
باید این مسائل و این حوادث و این قضایا را به زبانهای مختلف ترجمه کرد و برای رؤسای دولتهای دنیا فرستاد، برای فرماندهان نظامی در سراسر دنیا فرستاد، برای سیاستمداران فرستاد، برای آنهایی که اداره امور ملّتها را به دست دارند، این کارها و این امور و این نمادهایی که از ائمه ما سراغ داریم، مگر از سیدالشّهداء کم سراغ داریم، قدمبهقدم جریان امامحسین علیهالسّلام یک تابلوست، یک اعلان است، اعلان انسانیت، اعلان حرّیت، اعلان آزادی.
دشمنش است آمده او را بکشد، آمده راه را بر او بسته، تشنه است، یک ساعت بمانند همهشان میمیرند، این میگوید: به همه آب بدهید، خودش هم از اسب پیاده میشود مشک آب را میگذارد به دهن آن سربازی که از شدت تشنگی از حال رفته، که این کار را انجام میدهد؟ واقعاً که انجام میدهد؟ یعنی امروز در بشریت، در جامعه بشریت ما وقتی نگاه به مسائل بکنیم، به قضایا بکنیم، به ارتباطات کنیم، به داد و ستدها بکنیم، به کارهایی که امروز دارد انجام میشود در ملل اسلامی، در ملل شیعی، در ملل یهودی ... یک نمونه سراغ دارید، یک نمونه، که به این فرهنگ بخورد، به این طرز تربیت بخورد، یک نمونه سراغ دارید؟!

