اهمیت یقین در سیر و سلوک
3خُب افراد مختلف هستند، ظرفیتها مختلف است، سعهوجودی مختلف است، آمادگی افراد مختلف است، تمایلات افراد مختلف است، انگیزهها مختلف است، همّتها مختلف است، سلیقهها مختلف است، شوق و رغبت رسیدن به حقایق و کمال مختلف است! هر کدام اینها مختلف است و تفاوت دارد.
یکی از افرادی که فعلًا در قید حیات است و خدا سالمش بدارد یکی از علمای تهران، ایشان برای خود ما نقل کرد، بعد از فوت مرحومآقا که ما رفته بودیم منزلش برای بازدید؛ و سالهای سال در همان مدرسه حجتیه با مرحومآقا در یک مدرسه بودند و بسیار مرد عالم و فاضل و خوشنفس و دیندار و متدینی است، یک مقداری گریه کرد، خیلی گریه کرد و همینطور شاید دهدقیقه، یکربع، که ما نمیتوانستیم با ایشان صحبت کنیم، وقتی آرام شد گفت: ما با پدر شما خیلی داستان داشتیم، خیلی حکایتها داشتیم که اسمشان را در روح مجرد آوردند1 میگفت: یک روز با هم رفتیم مجلس اخلاق مرحوم آقا شیخ عباس طهرانی که ایشان در همین قم بود، و درس اخلاق داشت، مرد اهل دلی بود، حالا اهل توحید نبود، گرچه خُب مرحومآقا چیزهایی از او نقل میکنند، ولی بالاخره اهل توحید یک حساب و کتاب دیگری دارد، ولی بسیار اهل دل بود، اهل مکاشفه بود، اهل معنا بود، خلاصه خیلی با دیگران تفاوت داشت، خیلی تفاوت داشت ایشان میگفتند: با هم رفتیم به درس اخلاق ایشان و بعداً هم ایشان داماد همان مرحومآقاشیخعباس شد و بعد از اینکه جلسه اخلاق و سخنرانی ایشان تمام شد بیرون آمدیم، در راه، آقاسیدمحمدحسین رو کرد به من و گفت: فلانی امروز مطلبی را ما از ایشان به دست آوردیم که دیگر تا آخر عمر از آن عدول نخواهیم کرد.
یعنی ببینید یک نفر چقدر میتواند در اعتقاد خودش محکم بایستد که با این ضِرس قاطع و با این استحکام و با این اتقان، آینده خودش را محقّق میبیند و در جلوی چشم میبیند و میگوید: مطلبی را که امروز ایشان گفتند و تاثیری که این کلام در من گذاشت، دیگر تا آخر عمر از بین نخواهد رفت، و همینطور هم خُب شد، به همان کیفیت و به همان موقعیت ایشان عمل کردند و بعد هم بالاخره به اساتید و مسائل و چیزهای دیگری که در راه برای ایشان پیش آمد برخورد کردند و به مطلوب رسیدند، دیگر مسأله تمام شد.
- روح مجرد، ص ١٢٢: حضرت آية الله حاج سيد ابراهيم خسروشاهى كرمانشاهى.

