اهمیت یقین در سیر و سلوک
13این همه کارها انجام شد، تحریک منافقین ... در سر پیغمبر شکمبه خالی کنند، همه زیر سر همین ابوسفیان بود. جداً اگر ما بودیم چه میکردیم؟ خُب آقا معلوم است چه میکردیم دیگر خُب معلوم است داریم چه میکنیم! امّا پیغمبر حسابش با ما فرق میکند، دیدگاهش با ما فرق میکند، فکرش با ما فرق میکند، منطقش با ما فرق میکند، او یک منطقی دارد ما یک منطق داریم.
منطق ما؛ دِقّ دلی، حِقد، تقاصّ، کینه، اعمال قدرت، مسائل نفسانی، از بین بردن حریف، و به حساب ما ریشه فساد وتوطئه را در آوردن. پیغمبر چی؟ اینها همه بنده خدا هستند، تمام این کارهایی که کردند از روی جهل کردند، الآن اسلام آمده، فصل جدیدی را باز کرده، الاسلامیجبماقبله1؛ ما قبل خودش را اسلام میپوشاند، از حالا به بعد چه میکند! نه تنها اینها را همه را میبخشد اعلان عفو، بلکه منزل همین اول فاسق و اول فاسد و شریر و لعین را مأمن و ملجأ برای افراد میکند، هر کسی در این منزل بیاید کسی حق تعرض به او را ندارد. اینجاست که خود آنها هم هنگ میکنند، یعنی خود افراد مکه میمانند: این نباید یک آدم معمولی باشد، آدم معمولی این کارها را نمیکند این قضیه چیست؟ این داستان چیست؟ پادشاه نمیآید این کار را بکند، رئیسجمهور نمیآید این کار را بکند، یک حاکم نظامی، فرمانده نظامی نمیآید ... بکشد و برود پی کارش و به مقصد برسد! این میآید نه تنها اینکه میبخشد، منزل را هم مأمن قرار میدهد! پس این حسابش یک چیز دیگر است، پس برویم ببینیم این چیست؟ برویم ببینیم این چیست و این فرهنگ را از کجا آورده؟! آن فرد مسیحی هم که این کار را میکند آن هم فرهنگ را از انبیاء میگیرد، میگوید: عیسی اگر بود این کار را میکرد! او هم دارد میگوید عیسی ... و درست هم میگوید و درست فهمیده، لذا تمام فطرتهای زنده و آگاه دنیا او را تحسینش میکنند با اینکه مسیحی است، یک مسیحی است، یعنی مسلمانها هم باید تحسینش کنند، باید بکنند.
- يكى از قواعد فقهى كه در بعضى از احكام شرعى نسبت به كافر مطرح مىگردد و مبناى عفو و رأفت اسلامى در خصوصكافرى كه مسلمان مىشود قرار مىگيرد،« قاعده جب» مىباشد، مثلًا گفته مىشود: چنانچه كافر مسلمان گردد، قضاىعباداتى كه در حال كفر به جا نياورده همچون نماز و روزه، پرداخت زكاة، اجراى حدود و مجازات و اخذ ديه نسبت بهتخلفات دوران كفر از او ساقط مى گردد و مورد مؤاخذ واقع نمىگردد.

