التجاء به فضل خدا
5اینها همه برای ما درس است ها! همهاش برای ما درس است. حالا آن در آن قضیه، انسان دیگر در یک قضیه دیگر، این در یک قضیه دیگر، اینها همهاش برای انسان درس است، بنده شخصاً این مسئله را در زندگی خودم تجربه کردم و اثراتش را هم دیدم که وقتی یک قضیهای انسان میبیند، مطلبی را مشاهده میکند حالا بیاید بگوید بهتر است یا اینکه نه در خودش نگه دارد [بهتر است] و اثرش را انسان میبیند، یعنی اثر این کتمان، اثر این اخفاء، اثر این نگه داشتن را انسان میبیند، انسان میبیند که چطور اینکه آبروی یک نفر را نگه داشت سر یک بزنگاه هم خدا آبروی این را نگه داشت، همینجا همینجا آدم این موضوع را مشاهده میکند در حالی که قشنگ خدا میتوانست آبروی انسان را ببرد، قشنگ، خیلی راحت، خیلی خوب، ولی خدا میگوید هان! تو آبرو نگه داشتی ما هم اینجا آبرویت را نگه میداریم. ابزار کار و کلید و سیم و پریز و پیچ گوشتی هم دست خودش است، پیچ را سفت کند پیچ را شل کند، نمیدانم این را ببندد آن در را باز کند اینها همه دست خودش است.
یک دفعه یک مطلبی را به ذهن بیاورد، یک دفعه یک مطلبی را از ذهن ببرد، همه اینها مسائلی است که در دست خداست و انسان باید رعایت این مطالب را داشته باشد، خلاصه اگرانسان قرار باشد که به عدل خدا پایبند باشد چه کار میکند؟ به عدل خدا! اگر بخواهد به عدل خدا پایبند باشد چه کار کند؟ انسان یک خلافی کرده خدا میگوید خیلی خب خلاف کردی من هم در اینجا مجازات تو را این قرار میدهم، فاتحه دیگر! نه آبرویی برای کسی میماند، نه چیزی میماند.
این خلاف را انجام دادی صدایش را درنیاور، بیا بین خودت و بین من توبه کن و من میگذرم، حالا اگر خدا قرار باشد بگوید نخیر، این خلافی که تو انجام دادی، ما این حرفها را نداریم، تو آمدی اینجا در مقابل تکلیف من در مقابل اوامر و نواهی من مخالفت کردی، من هم بلند میشوم عین بالای تپه میبرمت آن بالا به همه خلائق میگویم آهای خلائق نگاه کنید این فرض کنید که دیشب این پریشب این پس پریشب فلان کار را کرد. خدا چشم آدم را باز نکند ها! یعنی وقتی که آدم تحمل ندارد و سعه ندارد اگر یک وقت چشم آدم باز شود خیلی مسائل رو میشود ها! یعنی یک جورهایی قضایا یک قسمهایی میشود ها! فکرش را بکنید.

