التجاء به فضل خدا
3در یک روایتی از رسول خدا داریم که فرمودند: اگر شخصی عیبی را از فردی ببیند و کتمان کند و در خودش نگه دارد، خداوند در روز قیامت عیب او را بر خلائق آشکار نخواهد کرد و اگر کسی عیبی را از یک شخصی ببیند و بیاید به افراد دیگر بگوید به اشخاص بگوید، حالا یک چیزی دیدی، آدم بابا! صبح تا شب صد تا خطا میکند، صد تا اشتباه میکند صد تا، بیاید همین را بردارد و برود فرض کنید که به آقای فلانی بگوید، خداوند او را در روز قیامت در جلوی خلایق مفتضح خواهد کرد، مفتضح خواهد کرد و اصلًا این مسئله ستار العیوبی یک مسئله عجیبی است، خیلی عجیب است.
یکی از برنامهها و مبانی سلوک این است که انسان مطلبی را که از شخصی میبیند از دهانش خارج نشود، قشنگ درست عکس آنچه که ما داریم بحمدلله به آن میپردازیم!! ندیده میگوییم چه برسد به اینکه یک چیزی ببینیم، عکس آن. بابا این زبان را نگذار باز شود، این دو تا لب را ببند، چرا باید باز شود؟ چرا باید عیب رفیق در جایی گفته شود، چرا باید یک مطلبی که تو دیدی و کسی دیگر ندیده و اگر هم دیده، یکی دیده، دو تا دیده، دیگر اوه! دیگر خلایق و بی بی سی که ندیده که بخواهی در بی بی سی بگویی و در اینطرف و آنطرف، هان؟ چرا باید اینطور باشد؟ خدا میآید و تو را میپیچاند، خدا خوب بلد است، قشنگ، خوب بلد است. واقعاً در همین دنیا ما حساب پس میدهیم، در همین دنیا، حالا با آخرت کاری نداریم در همین دنیا خدا میپیچاند، یک کاری میکنی که همه خلایق میفهمند، در همین دنیا.
خدا میگوید بنده من خلاف کرده من از او اطلاع داشتم، اگر دلم میخواست خودم فاش میکردم به تو چه مربوط است؟ مگر تو خودت بنده من نیستی، مگر تو خودت فکر این را نمیکنی که ممکن است یک وقت همین قضیه به سرت بیاید، لذا هیچ چیزی در این سلوک به اندازه حفظ آبروی مومن و آبروی بنده در اینجا تاثیر ندارد، کاری که انسان انجام میدهد و آبروی یک شخصی را نگه میدارد، یک سرّی را احساس میکند و بعد آن سرّ را نگه میدارد، هیچ چیزی به اندازه این قضیه مهم نیست.

