
التجاء به فضل خدا
شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ اگر خدا میخواست با عدلش رفتار کند، انسان باید تاوان همۀ گناهانش را میداد، خصوصاً گناهانی که جنبه علنی دارند. 2ـ رسول خدا فرمودند: اگر فردی عیبی را از کسی ببیند و کتمان کند خداوند در قیامت عیب او را از خلایق پنهان میکند و اگر عیب او را برملا کند او را در جلوی خلایق مفتضح خواهد ساخت. 3ـ یکی از مبانی سلوک کتمان است و انسان اثر آن را در مواقع حساس میبیند که خداوند چگونه آبروی او را حفظ میکند. 4ـ حضرت ابراهیم که چشم باطنش باز شد دو نفر را دید که مشغول گناه بودند و از خدا تقاضای مرگ آنها را کرد و مورد مؤاخذ خداوند واقع شد. 5ـ همیشه باید امام زمان را کنار خودمان احساس کنیم، او یک لحظه از ما غافل نیست زیرا نسخه اصلی هر شخصی در نفس امام است. 6ـ شخصی خدمت امیرالمؤمنین آمد و میخواست اقرار به گناه کند و حضرت ممانعت کردند زیرا میخواهند بگوید من با فضل خدا برخورد میکنم. 7ـ نیروی محرکهای که انسان را به حرکت در می آورد امید و نگاه به فضل خداست. 8ـ داستان طلبهای که در زمان جنگ تحمیلی برای تصحیح صدق نیت خود، خدمت مرحوم علامه طهرانی آمده بود و ایشان فرمودند: نسبت به راهی که میروید باید ثابت قدم باشید و به مسیر خود یقین داشته باشید؛ زیرا کسیکه برای خدا جهاد میکند و به تکلیفش عمل میکند فرقی ندارد که در چه وضعیتی به شهادت برسد و یا پیروز بشود و یا شکست بخورد. 9ـ چون انسان به خداوند یقین ندارد، لذا از مناسبات و معاملات دنیایی که به نفع او باشند خوشحال، و اگر به ضرر او باشند ناراحت میگردد. 10ـ رفتارپیامبر طوری بود که مردم را به همدیگر نزدیک میکرد. وقتی یک یهودی نزد امیرالمؤمنین میآمد، حضرت میفرموند: السلام علیک یا اخ الیهود. 11ـ روش اسلام و شیعه محبت بین ملتهاست. در مسابقات ورزشی بینالمللی انسان باید به همان اندازه که از برد خوشحال میشود، باید بداند که ملتی دیگر ناراحت میشوند درحالیکه بندگان با هر قومیت و ملیتی یک ارتباط با خدا دارند لذا نباید کسی فخر و مباهات کند. 12ـ اخلاق پهلوانان بهخاطر برد و باخت خود نبود، مانند پوریای ولی که خودش را به زمین زد بهخاطر اینکه حریفش ببرد، ولی ناگهان چشم باطنش باز شد. 13ـ یکی از مبانی سلوک تم
التجاء به فضل خدا
توضیحات:
شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ اگر خدا میخواست با عدلش رفتار کند، انسان باید تاوان همۀ گناهانش را میداد، خصوصاً گناهانی که جنبه علنی دارند. 2ـ رسول خدا فرمودند: اگر فردی عیبی را از کسی ببیند و کتمان کند خداوند در قیامت عیب او را از خلایق پنهان میکند و اگر عیب او را برملا کند او را در جلوی خلایق مفتضح خواهد ساخت. 3ـ یکی از مبانی سلوک کتمان است و انسان اثر آن را در مواقع حساس میبیند که خداوند چگونه آبروی او را حفظ میکند. 4ـ حضرت ابراهیم که چشم باطنش باز شد دو نفر را دید که مشغول گناه بودند و از خدا تقاضای مرگ آنها را کرد و مورد مؤاخذ خداوند واقع شد. 5ـ همیشه باید امام زمان را کنار خودمان احساس کنیم، او یک لحظه از ما غافل نیست زیرا نسخه اصلی هر شخصی در نفس امام است. 6ـ شخصی خدمت امیرالمؤمنین آمد و میخواست اقرار به گناه کند و حضرت ممانعت کردند زیرا میخواهند بگوید من با فضل خدا برخورد میکنم. 7ـ نیروی محرکهای که انسان را به حرکت در می آورد امید و نگاه به فضل خداست. 8ـ داستان طلبهای که در زمان جنگ تحمیلی برای تصحیح صدق نیت خود، خدمت مرحوم علامه طهرانی آمده بود و ایشان فرمودند: نسبت به راهی که میروید باید ثابت قدم باشید و به مسیر خود یقین داشته باشید؛ زیرا کسیکه برای خدا جهاد میکند و به تکلیفش عمل میکند فرقی ندارد که در چه وضعیتی به شهادت برسد و یا پیروز بشود و یا شکست بخورد. 9ـ چون انسان به خداوند یقین ندارد، لذا از مناسبات و معاملات دنیایی که به نفع او باشند خوشحال، و اگر به ضرر او باشند ناراحت میگردد. 10ـ رفتارپیامبر طوری بود که مردم را به همدیگر نزدیک میکرد. وقتی یک یهودی نزد امیرالمؤمنین میآمد، حضرت میفرموند: السلام علیک یا اخ الیهود. 11ـ روش اسلام و شیعه محبت بین ملتهاست. در مسابقات ورزشی بینالمللی انسان باید به همان اندازه که از برد خوشحال میشود، باید بداند که ملتی دیگر ناراحت میشوند درحالیکه بندگان با هر قومیت و ملیتی یک ارتباط با خدا دارند لذا نباید کسی فخر و مباهات کند. 12ـ اخلاق پهلوانان بهخاطر برد و باخت خود نبود، مانند پوریای ولی که خودش را به زمین زد بهخاطر اینکه حریفش ببرد، ولی ناگهان چشم باطنش باز شد. 13ـ یکی از مبانی سلوک تم
التجاء به فضل خدا
18پس باید این را به عنوان یک اصل در نظر بگیریم. امشب دیگر فرصت نشد اصلا صحبت رفت در یک جای دیگر و در یک بحثهای دیگر، چیزهای دیگری میخواستم بگویم و مورد نظرم بود حالا انشاءاللَه برای فرصت دیگری، آنچه که در سلوک ... این را میخواهم عرض بکنم انشاءاللَه شب بعد راجع به این قضیه صحبت خواهیم کرد، اگر خدا بخواهد اصل و اساس حرکت انسان اتکاء به فضل خداست نه اتکاء به عدل، اینجاست که بزرگان گفتند خودت را کنار بگذار و بیا، دع نفسک و تعال یعنی همین، سوال کردند از یک بزرگ که راه چیست و سیر کدام است و سلوک به چه گویند؟ پاسخ داد دع نفسک و تعال، خودت را بگذار و بیا، این یعنی چه؟ یعنی اتکا به فضل خدا این عبارت همین است، آن عبارت آن است و این عبارت امام سجاد علیه السلام است.
اتکاء به فضل خدا یعنی خودت را به حساب نیاور، کاری که من دارم میکنم نگو، من این عمل را انجام دادم نگو، من این کار را کردم نگو، من این مسئله خیر را انجام دادم نگو، عمل خیر را انجام بده این را از یک ناحیه دیگری بدان! و بعد نتیجهاش را خواهی دید در نفست خواهی دید که یک جور دیگر شدی، یک حال دیگر پیدا کردی، اما اگر آن عمل خیر را انجام بدهی بعد هم رویش حساب باز کنی میبینی ها! نه! بد نبود، الحمدلله توفیق پیدا کردیم، الحمدلله توفیق پیدا کردیم که این عمل خیر را انجام بدهیم، یک خرده باد همچین یک خرده، دو کیلو اضافه میشود، سه کیلو اضافه میشود، البته وزن اضافه نمیشود همان باد اضافه میشود.
این دع نفسک و تعال یعنی همین، اصل سلوک این است، یعنی از اول که شما حرکت میکنید در راه خدا تا آن نقطه آخری که میخواهید برسید دع نفسک و تعال یعنی همین، خودت را بگذار و بعد بیا وارد خانه شو، خودت را بگذار بیرون بعد وارد چیز شو.
