وفای خداوند و اولیائش به وعدههای خود
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى اهل البیت الطّاهرین
واللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«وَانَا اسَیدى عائِذٌ بِفَضْلِک هارِبٌ مِنْک الَیک مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً»
و من، ای مولای من، به فضل تو پناه میآورم و از تو به سوی تو شتاب میگیرم، و به وعدهای که راجع به کسانی که حسنظن به تو دادهاند، دادهای، آن کسانی که حسنظن به تو دارند تو به آن ها وعده عفو دادی، و گذشت از ضلات و لغزشها و خطایای آنها، من به این وعده متمسک هستم، و شوخی تلقی نمیکنم متنجز یعنی شوخی تلقی نمیکنم، پایبند است و اساس کارم را بر این اساس میگذارم». عرض شد که در این عبارت حضرتسجاد سلاماللَهعلیه: پایه اوّلیه و سنگ اساسی سلوک و حرکت به سوی خدا را برای ما تبیین کرده است که؛ اصلًا آن سنگی که بر آن همه امور در گردش است، از سنگ آسیا که دوتاست تعبیر میشود؛ یکی در زیر است و آن ثابت است و آن سنگ دوّم در حرکت است، و در زمان سابق گندمها رامیریختند و بعد آنها را خرد و آرد میکرد.
آن سنگ اوّل اگر نباشد آن سنگ دوّم فایدهای ندارد، خُب روی چه بچرخد، هیچی! روی هوا که نمیشود بچرخد، کاری انجام نمیدهد، پس آن حَجَر اساسی و سنگ اساسی برای انسان عبارت است از: باورهای او نسبت به جریانات و مسائلی که در اطراف او خواهی نخواهی در حال انجام است، چه بخواهد و چه نخواهد.
اگر انسان این وعده را نداشته باشد، خدا به او این وعده را ندهد یا بدهد، وعده بدهد ولی مثل وعدههایی که ما به یکدیگر میدهیم؛ آقا من این کار را برایت انجام میدهم! که هیچ اعتباری ندارد و هیچ تضمینی برایش نیست آقا این کار را من برایت انجام میدهم! آقا این پول را من به تو میدهم، تو برو این کار را بکن بعد من این پول را به تو میدهم! بعد که بیچاره میرود کار را انجام میدهد میگوید: آقا کشک چی، پشمِ چی؟ من کی به تو گفتم؟! این حرفها چیست؟ اینها وعدههای پشمکی ماست!! و ما باید بدانیم در شرع، وعدهای را که شخصی به شخص دیگر میدهد شرعاً واجب است کهانجام بدهد، و اگر انجام ندهد عمل حرام و فِسق انجام داده است. اینکه بعضیها، حتّی از فقها و امثال ذلک، اصولیین، میگویند: که شرط در ضمن عقد تنجز پیدا میکند صحیح نیست، نخیر! شرط چه در ضمن عقد باشد تا به خاطر تنجز عقد و الزام عقد شرط هم تنجز و الزام پیدا کند، چه شرط در ضمن عقد چه شرط خارج از عقد، چه شرط ابتدایی، یا چه شرط انضمامی، و شرط در قبال، هر شرطی را که و هر تعهدی را که شخصی به شخص دیگر بدهد [واجب است که به آن تعهد عمل کند] مگر اینکه عذر شرعی داشته باشد، که نتواند انجام بدهد، مریض شود، بیفتد و نتواند.

