وفای خداوند و اولیائش به وعدههای خود
7خُب انسان با چشم خودش میبیند، آثارش را میبیند، علائمش را میبیند، آثار اجتماعیاش را میبیند، آثار ارتباطیاش را با رفقایش، با دوستهایش، با غیر رفیق اینها، همه مشاهده میکند. خودش میبیند وضع را، خودش میبیند اثر را، خودش میبیند حالوهوا را، خودش مشاهده میکند و جاهای دیگر را هم مشاهده میکند، الحمدلله.
خُب این وعدهای که این اولیاء خدا میدهند این وعده این است که: ما همانیم، یعنی همان وعدهای که خدا داده است ما به آن وعده پایبند هستیم. وقتی مرحومآقا رضواناللَهعلیه میفرمایند: کسى که در راه ما قدم بگذارد جزء فرزندان ما محسوب مىشود و ما آن جنبه ابوت و ولایى ابوتى را نسبت به او اعمال مىکنیم! بعد گفتند: نه خیال نکن آقاسیدمحسن در این دنیا! هم در ایندنیا و هم در آن دنیا.
یعنی اینکه الآن شما اینجا نشستید، اینکه شما الآن در این راه دارید حرکت میکنید و قدم میگذارید، اینکه شما الآن دارید از مبانی ایشان تبعیت میکنید و اطاعت میکنید این دست خودتان نیست، این طول موج از یکجای دیگر دارد میآید، از یکجای دیگر این مسائل برای شما دارد آماده میشود، از یکجای دیگر دارد به فکر و ذهن و مغز و قلب شما این مطالب میآید، از یکجای دیگر دارد این قضیه میآید.
در یک موردی شک برایم پیدا میشود چهکار کنم؟ یکدفعه ذهن میآید به اینکه: نه، نه، نه، اقدام نکن، در اینجا کاری نکن، مطلب را انجام نده! از کجا این آمده؟ از کجا آمد؟ از منزل خاله و عمه که نیامده، خُب خاله و عمه خود آنها راه خودشان را دارند، خود آنها تصمیم متفاوتی در مسائل میگیرند؛ ولی تصمیم شما فرق میکند، از کجا این قضیه آمد؟ از کجا به قلب شما این خطور کرد؟ از کجا این راه را پسندید؟ از کجا این طریق را رفتید؟ از کجا؟ از کجا؟ این از کجاها کجاست؟ کجاست؟ منبعش کجاست؟ مصدرش کجاست؟

