وفای خداوند و اولیائش به وعدههای خود
6آنوقت حالا با یک همچنین وضعی دارد این التماس میکند که: آقا این سفرهای که پهن است چرا نمیآیید سرش بنشینید، چرا نمیآیید بنشینید؟! این سفره یک روز جمع میشود! آنوقت میگوییم: ای داد بیداد! الآن اینطور نیست؟! هی ما تأسف میخوریم بر زمان مرحومآقا، ای داد، ای داد ... که دیگر فایدهای ندارد، ای داد، آره بگو: ای داد، ای داد، ای داد. به قول خودشان: یک شمع باید بگیریم و در دنیا بگردیم و ببینیم که یک تار موی اینها را میتوانیم پیدا کنیم یا نه، یک تار مویشان را! الحمدلله، الحمدلله خدا حداقل این توفیق را داده که آثار ایشان را برای ما نگه داشته، آثار قلمی، آثار بیانی، آثار رفتاری خودشان، کارهایشان، اینها را دیگر ما احساس میکنیم و همانها را هم تا جایی که توفیق پیدا کنیم به کار ببندیم، نتیجهاش را میگیریم. جداً عرض میکنم: واللَه و باللَه و تاللَه، اگر آنچه را که ما از زندگی ایشان و سخنان ایشان و رفتار ایشان نبود که بعد از فوت ایشان به کار ببندیم، الآن من مسألهام جور دیگری بود، واللَهالعظیم، قسم میخورم. الآن من حال و هوای دیگری داشتم، این کسی که شما میبینید دارد حرف میزند نبودم، یک کس دیگری بودم، یک شخصیت دیگری بودم، یک حال و هوای دیگری داشتم و یک خصوصیات و تصرفات دیگری داشتم، قسم میخورم که فقط و فقط و فقط این مسأله به خاطر به کارگیری و پایبندی به آن مبانی، طرز فکر، تصرفات، و آن اموری بود که ما با چشم خود و با گوش خود و با وجود خود از این مرد بزرگ احساس و لمس و مسح میکردیم.
الحمدلله پشیمان هم نیستیم، بسیار بسیار از خدا شاکریم که بر ما منت گذاشت و بر همان کیفیت و وتیرهای که در زمان حیات خود ایشان، مورد تایید ایشان بود در رفتار و کردار، به همان وتیره دست خیلی نخورد، حالا با کم و زیادش، ولی روی هم رفته خلاصه شاید حالا یک فراز و نشیبهایی داشت، ولی این مسأله خیلی دست نخورد.

