اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

14107
سال 1435
نسخه عربی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

5
  • این قسم آمدن، خود فریفتن و گول‌زدن است، آدم دارد خودش را گول می‌زند، خودش را فریب می‌دهد و از بین بردن استعداد است، از بین بردن فهم است.

  • در جلسات قبل خدمت رفقا عرض کردم: راه خدا با تردید نمی‌شود، یعنی اگر به جای هفتاد سال سنی که خدا معمولا به افراد می‌دهد، هفتصد سال بدهد یک سانت بالا نمی‌رویم، اگر با تردید باشیم: می‌شود؟! نمی‌شود؟! حالا چطوری است؟ ثواب که دارد، حداقل ثواب دارد، برویم به ثوابش برسیم به ته‌دیگش برسیم! هفتصد سال، هفت هزار سال به این نحو اگر حرکت کنیم یک سانت ترقی نمی‌کنیم، این است مطلب.

  • بعد ایشان اصلًا وقتی که صحبت می‌کردند خیلی عجیب بود! اصلًا مجلس حال عجیبی پیدا کرده بود، خیلی حال عجیبی پیدا کرده بود، ما اصلًا می‌دیدیم حضور خدا را در آن مجلس که دارد می‌گوید: ای بندگان بیایید به سمت من، برای چه نمی‌آیید، چرا نمی‌آیید، چرا نمی‌پذیرید، چرا باور نمی‌کنید، چرا قبول نمی‌کنید؟ کجا می‌خواهید غیر از این‌جا بروید! وقتی ایشان این صحبت‌ها را [می‌کرد] اصلًا ما یک همچنین فضایی را احساس می‌کردیم، عجب! این سید، پیرمرد، ولی خدا، دارد می‌آید خودش، زندگی‌اش را، عمرش را، آن کسی که یک لحظه‌اش را می‌خواست با یک کسی صحبت کند خودش را هزار عالم پایین می‌آورد، تا بتواند هم‌تراز و همنشین و هم سخن با فرد مقابلش باشد، مگر این‌ها به این راحتی می‌آمدند حرف بزنند، از هزار عالم خودشان را می‌آوردند پایین.

  • خیلی از اوقات می‌شد ما سؤال داشتیم، اصلًا جرعت نداشتیم بپرسیم، چه بپرسیم؟ این الآن در کجاست! حالا چرت و پرت‌های خودم را بیاییم بپرسیم؛ از آن حال‌وهوا و ارتباط و رمزوراز و اتصال سرّ و تمام این‌ها این مرد را خارج بکنیم و حالا بیاید به خُزَعبَلات ما گوش بدهد: آقا نمی‌دانم این چیه و آن چیه و فلان. خُب یک وقت‌هایی خودشان احساس محبت و تنازل می‌فرمودند، می‌گفتند: خُب فلانی چه می‌خواهی بگویی؟ می‌گفتیم: خُب الحمدلله خودشان آمدند پایین، ما دیگر نکشیدیمشان پایین.