اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

14107
سال 1435
نسخه عربی

وفای خداوند و اولیائش به وعده‌های خود

4
  • من آن شب واقعاً این عبارت امام‌سجاد علیه‌السّلام که آن موقع در ذهنمان نبود، این فقرات را حالا داریم می‌خوانیم، آن موقع شانزده، هفده سالمان بود، من الآن می‌بینم عیناً همین مطالب در آن شب در آن‌ها صحبت شد، که ایشان دارند می‌گویند: من به وعده‌ای که به دوستانم می‌دهم پایش ایستادم شما چرا پایش نایستادی؟! قضیه مثل این‌که به عکس شده، من آن وعده‌ای را که دادم پایش ایستادم، بفرمایید بسم‌اللَه! شما چرا دارید این‌طرف و آن‌طرف می‌زنید، شما چرا برایتان شک و تردید پیدا می‌شود؟ شما چرا سردی و تکاهل و سستی برایتان پیدا می‌شود؟ بفرمایید بلند شو بیا این‌جا، اشکال داری بیا این‌جا، ایراد داری بلند شو بیا این‌جا، اگر ایرادت حل نشد، بگو: آقا حل نشده من می‌خواهم بروم یکی دیگر حل کند. خُب بسیار خُب، بسیار خُب، خود آدم می‌گوید: آقا بلند شوید بروید جایی که یک کس دیگر ایرادت را حل کند، خدا که مگر فقط یک طریق، یک راه، یک وسیله برای هدایت [دارد]، این تا این‌جا، بسیار خُب، از این به بعد یکی دیگر.

  • ایشان می‌فرمودند: ما پای حرفمان ایستادیم داشتند به مرحوم‌آقا می‌فرمودند، مرحوم‌آقا بودند، ما بودیم، عده‌ای بودند، شش‌هفت نفری بودند صحبت راجع به افرادی شد که خُب این‌ها تکاهل می‌کنند، تقصیر می‌کنند، و خلاصه به مطلبی که به آن‌ها گفته شده، سفت مطلب را نمی‌گیرند، شوخی تلقی می‌کنند، هیئت‌وار با مطلب برخورد می‌کنند، هیأتی: هان! برویم ببینیم چیست؟، ببینیم این‌جا چه خبر است، روضه علی‌اصغر است یا حضرت‌علی‌اکبر یا قاسم، یک سینه هم بزنیم برویم، اسم ما را هم‌بنویسند جزو چی‌چی، بعد هم برویم هر کار دلمان می‌خواهد بکنیم! این را می‌گویند هیئتی: حالا بالاخره سید خوبی است، سید از اولاد پیغمبر است، ما هم که ازش بدی ندیدیم، چیزی ندیدیم، بعد هم افرادی هم که می‌آیند خُب بالاخره آن‌ها هم یک آدم‌هایی هستند که سرشان به تنشان می‌ارزد، پس لابد یک خبری هست دیگر، حالا برویم یک چیزی بالاخره، علی‌کل‌حال یک چیزی هم خلاصه ظاهراً باطناً بهمان می‌ماسد، برویم ببینیم آن‌جا چیست؟!