اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

14395
سال 1435
نسخه عربی

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • «وَانَا یا سَیدِى عَائِذٌ بِفَضْلِک هَارِبٌ مِنْک الَیک مُتْنَجِزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً»

  • ای مولای من، من به فضل و کرامت تو پناه می‌آورم و از تو به سوی تو در گریز و شتاب هستم و به آن وعده‌ای که درباره گذشت از ضلات و خطاهای افرادی که به تو حسن ظن دارند، داده‌ای من به آن وعده امیدوار و متیقن و ثابت و پابرجا هستم. عرض شد این فقرات همه حکایت از یک مطلب می‌کند و حکایت از یک قضیه می‌کند حالا اگر ان‌شاءاللَه در شبهای آتیه توفیق پیدا کردیم در ادامه راجع به بقیه فقراتی که نپرداختیم [صحبت می‌کنیم‌] روشن می‌شود که همه اینها از یک مسئله ناشی می‌شود و آن عبارت است از حسن ظن به پروردگار. سالک و کسی که در راه خدا حرکت می‌کند، مسئله حسن ظن را باید جدی بگیرد، چون شیطان هی می‌آید و وسوسه می‌کند، هی می‌آید وسوسه می‌کند و جریانات و حوادثی را هی به رخ انسان می‌کشاند و نشان می‌دهد که موجب یاس و ناامیدی بشود و بگوید این افراد که آمدند ببین چه شدند، اینهایی که آمدند پیش بزرگان، سال‌های سال در خدمت بزرگان بودند نگاه کنید یکی این‌جوری شد، یکی آن‌جوری شد، آن کسی که به او نگاه می‌کردیم که حالا چه خواهد شد این‌جوری درآمد، آن کسی که چه توقعی از او داشتیم ببین سر از کجا درآورد، آن کسی که مورد توجه همه بود نگاه کن ببین الان چه حرف‌هایی دارد می‌زند. خب ما از اینها زیاد دیدیم، خیلی دیدیم، پوست‌مان کلفت شده، از این که واقعاً زمان مرحوم آقا و حتی نسبت به اساتیدشان، کسانی که جداً می‌آمدند و سالها می‌آمدند، حالی هم پیدا می‌کردند ها! نه اینکه همین‌طور بله! یکی از اینها که اگر اسمش را بیاورم همه شما می‌شناسید، همه، در جلسات مرحوم آقا به او می‌گفتند که فلان دعا را بخوان، یک شب یادم است نمی‌دانم به چه مناسبتی بود دعای خمسة عشر را می‌خواند و همین‌طور که می‌خواند اشک از چشمهایش می‌آمد، خب این اشک است بیخود که نمی‌آید، این یک منشأیی دارد، یک انکسار قلبی است، یک حزن و توجه‌ای هست، همین‌طوری که اشک نمی‌آید، بعضی از هنرپیشه‌ها هستند آنها خوب بلد هستند فیلم بازی کنند همچین گریه می‌کنند که از خود صاحب حزن هم این جلوه‌اش خیلی بیشتر و موثرتر در بین مخاطبین و بینندگان است.