اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

15٬238
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ سالک باید در راه خود، مسئله حُسن ظنّ به خدا را جدی بگیرد زیرا شیطان مرتباً با وسوسه حالت یأس و ناامیدی در او ایجاد می‌کند. 2ـ هم‌نشینی با اولیاء اکسیر است و تمام حالات و مرام شخص را تغییر می‌دهد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: حالاتی‌که برای سالک پیش می‌آید مهمان اوست، باید از آنها پذیرایی کرد یعنی توجّه کند و به حالاتی که ضدّ این مهمان هست نپردازد. 4ـ داستان شخصی که حالات خوبی داشت و در اثر یک سلام به یک فرد، آن حالات را از دست داده و عکس آن حالات سابق برایش رخ داد. 5ـ عالم، عالم تکوین است و هرچیزی اثر خود را می‌گذارد، ارتباطات در نفس انسان تأثیر دارند، لذا علامه طهرانی می‌فرمودند: با هرکسی رفیق نشوید و دل به حرف هر شخصی نسپارید. 6ـ حالات، مکاشفات و خواب‌هایی که برای شخصی به‌دست می‌آید را نباید به کسی گفت؛ چون در ملکوت او تأثیر می‌گذارد. 7ـ گاهی انسان‌های عادی مطالب را باور و یقین می‌کنند مانند داستان طیب حاج رضایی که دستگاه اهل بیت را باور کرده بود و جرمش این بود که حاضر نبود به کسی تهمت بزند و مرحوم علامه می‌فرمودند: او تمام مراحل سلوک را در همان دوره زندان طی کرد و من بر سر قبر او می‌روم به امید شفاعت او در قیامت. 8ـ مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: اگر همین لوطی‌ها و داش مشتی‌ها نبودند تا به‌حال دینی برای مردم باقی نمانده بود. 9ـ در آن دنیا به قلب صاف و باطن نگاه می‌کنند که چقدر با واقع منطبق است نه به ظاهر (داستان شخصی که در حرم امام رضا علیه السلام گفته بود این پدر شما با بقیه فرق دارد) 11ـ حکایتی عجیب از مرحوم حاج طیب رضایی در برپایی مراسم عزاداری سیدالشهدا و اینکه او دستگاه امام حسین را باور داشت. 12ـ عدم یقین و باور نداشتن شخصی که در زمان شاه به کردستان تبعید شده بود و مردم از او درخواست نماز استسقاء کردند و او می‌ترسید که بخواند و باران نبارد. 13ـ مردم عوام باورمند هستند و خدا طبق همین باور با آنها رفتار می‌کند.

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

توضیحات:

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ سالک باید در راه خود، مسئله حُسن ظنّ به خدا را جدی بگیرد زیرا شیطان مرتباً با وسوسه حالت یأس و ناامیدی در او ایجاد می‌کند. 2ـ هم‌نشینی با اولیاء اکسیر است و تمام حالات و مرام شخص را تغییر می‌دهد. 3ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: حالاتی‌که برای سالک پیش می‌آید مهمان اوست، باید از آنها پذیرایی کرد یعنی توجّه کند و به حالاتی که ضدّ این مهمان هست نپردازد. 4ـ داستان شخصی که حالات خوبی داشت و در اثر یک سلام به یک فرد، آن حالات را از دست داده و عکس آن حالات سابق برایش رخ داد. 5ـ عالم، عالم تکوین است و هرچیزی اثر خود را می‌گذارد، ارتباطات در نفس انسان تأثیر دارند، لذا علامه طهرانی می‌فرمودند: با هرکسی رفیق نشوید و دل به حرف هر شخصی نسپارید. 6ـ حالات، مکاشفات و خواب‌هایی که برای شخصی به‌دست می‌آید را نباید به کسی گفت؛ چون در ملکوت او تأثیر می‌گذارد. 7ـ گاهی انسان‌های عادی مطالب را باور و یقین می‌کنند مانند داستان طیب حاج رضایی که دستگاه اهل بیت را باور کرده بود و جرمش این بود که حاضر نبود به کسی تهمت بزند و مرحوم علامه می‌فرمودند: او تمام مراحل سلوک را در همان دوره زندان طی کرد و من بر سر قبر او می‌روم به امید شفاعت او در قیامت. 8ـ مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: اگر همین لوطی‌ها و داش مشتی‌ها نبودند تا به‌حال دینی برای مردم باقی نمانده بود. 9ـ در آن دنیا به قلب صاف و باطن نگاه می‌کنند که چقدر با واقع منطبق است نه به ظاهر (داستان شخصی که در حرم امام رضا علیه السلام گفته بود این پدر شما با بقیه فرق دارد) 11ـ حکایتی عجیب از مرحوم حاج طیب رضایی در برپایی مراسم عزاداری سیدالشهدا و اینکه او دستگاه امام حسین را باور داشت. 12ـ عدم یقین و باور نداشتن شخصی که در زمان شاه به کردستان تبعید شده بود و مردم از او درخواست نماز استسقاء کردند و او می‌ترسید که بخواند و باران نبارد. 13ـ مردم عوام باورمند هستند و خدا طبق همین باور با آنها رفتار می‌کند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

9
  • ما یک دفعه رفته بودیم یک جا، بعد یک دفعه دیدیم که یک چیزی از جلویمان پرید رفت، دیدیم کبک است ما اصلًا آن را ندیدیم نگو این کله‌اش را کرده در برف، اصلًا پیدا نبود می‌گویند کبک سرش را در برف می‌کند، ما اصلًا ندیده بودیم دیدیم یک دفعه یک چیزی پرید رفت، خیال می‌کند کسی هم نمی‌بیندش، نه ملائکه می‌بینند، ملائکه چشمشان باز است و خوب خوب خوب خوب تماشا می‌کنند.

  • گفت که من نمی‌گویم، دیدند از وعده نمی‌توانند نتیجه بگیرند به وعید متوسل شدند و تهدید، گفتند که این‌طور می‌کنیم زن و بچه‌ات را فلان می‌کنیم، خودت را چه می‌کنیم اعدام می‌کنیم، گفت هر کاری می‌خواهید بکنید بکنید من به سید تهمت نمی‌زنم و بعد هم او را کشتند، کشتند! شهیدش کردند، شهیدش کردند.

  • مرحوم آقا می‌فرمودند: طیب در همان مدتی که در زندان بود سلوکش را انجام داد و به پایان رساند، شما خیال کردید فقط سلوک نماز شب است؟ ذکر یونسیه است؟ نماز شب است؟ بارها گفتم نماز شب و ذکر یونسیه پنج درصد قضیه است، دو درصد است، نود و پنج درصد نود و هشت درصد چیزهای دیگر است، چیزهای دیگر است، آن موقعی که آدم با حریفش در یک جا بیفتد و راست بگوید، دروغ نبندد به حریفش، آن سلوک است، نه اینکه بیاید تهمت بزند.

  • برای همه‌مان پیش آمده و پیش خواهد آمد و الان هم دارد پیش می‌آید، الان هم دارد پیش می‌آید، برای همه، خیال نکنید [فقط برای طیب پیش آمده‌]، حالا طیب بنده خدا چه به سرش آوردند اصلًا من نمی‌توانم بگویم که چه به سرش آوردند و چه کار کردند البته این مسائل همیشه بوده و هست ها! همیشه بوده و همیشه هست، فقط زمان جایش را عوض می‌کند.

  • ایشان می‌فرمودند: در همان مدت زندان سلوکش تمام شد، خودم بارها شاهد بودم که وقتی با ایشان به حرم حضرت عبدالعظیم مشرف می‌شدیم، بعد از زیارت حضرت عبدالعظیم می‌رفتند سر قبر طیب سنگ قبر داشت می‌نشستند فاتحه می‌خواندند و بعد می‌گفتند آقا سید محسن می‌دانی من چرا دارم می‌آیم اینجا؟ من می‌آیم اینجا که این برای من روز قیامت شفاعت کند، (آدم به کجا می‌رسد ها!) که این روز قیامت شفاعت ما را بکند. ببینید این اولیا چه دیدی داشتند، چه دیدی واقعاً داشتند. هیچ نمی‌گوید که من الان سید هستم، من الان عالم هستم، من الان مسجد قائم را دارم، من برای این همه افراد خلاصه مطلوب و مقصود هستم و مرید و ارادتمند و شاگرد دارم، ابدا! می‌گوید من می‌آیم اینجا فاتحه می‌خوانم که این در روز قیامت دست من را بگیرد، چون می‌داند می‌داند که این الان پیش خدا چه قربی دارد، می‌داند.

/ 380