آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او
8خدا رحمت کند مرحوم آقا بارها من این را از ایشان شنیدم که این عبارت را توجه کنید و حفظ کنید و همیشه هم در ذهنتان نگه دارید اگر نبودند همین لوتىهاى امثال طیب و داش مشتىها و افراد به این قسم، تا به حال دینى براى مردم باقى نمانده بود، ببینید چه نکتهای در آن هست دیگر! خودتان بهآن برسید، اگر اینها نبودند دینی برای مردم نمانده بود.
آمدند ایشان را گرفتند حالا از آن قضیهای که میخواستم بگویم اگر یک وقتی پرت شدیم شما بگویید، یک دفعه دیدید رفتیم یک جای دیگر و سر از کجا درآوردیم گفتند که باید بگویی من از این مرد پول گرفتم، گفت نمیگویم، عبارتش این بود من به سید تهمت نمیزنم، مرید آقای خمینی نبود، نه! ولی میگفت چرا تهمت بزنم؟ حالا حتماً انسان باید امام باشد تا به او تهمت نزند، اگر یک فرد عادی باشد عیبی ندارد؟ عیب ندارد این فرد عادی است تهمت بزن بابا! تهمت را بزن و بعد برو بگو خدایا غلط کردم!! نه آقا حساب دارد، تهمت زدن حساب دارد، این حرفها نیست، گفت این به من پول نداده و من نمیگویم پول داده، هر کاری هم میخواهید بکنید. آمدند گفتند که تو این کار را بکن فلان مسئولیت را بهتو میدهیم، مثل این که آن همپالکیهایش. و میدانید که به کجاها رسیدند و همانهایی که آخرت را به دنیا فروختند، امثال شعبان جعفری و اینها، آنها آنطرف قضیه و اینها اینطرف، در حالی که همدیگر را میشناختند با هم رفیق بودند، گفتند که فلان مقام را به تو میدهیم گفت نه، اینها همه امتحان است ها! برای همه ما پیش میآید به صورتهای مختلف، حالا لازم نیست حتماً به این کیفیت باشد، به صورتهای مختلف پیش میآید، انسان گیر میکند راست بگوید یا نه خلاصه، تهمت بزند یا نه، زیرسبیلی رد کند و چشمش را ببندد یا نه، ملائکه چشمشان باز است، آنها چشمشان بسته نیست، آدم چشمش را ببندد مثل کبک میماند.

