اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

14395
سال 1435
نسخه عربی

آثار حسن ظن به خدا و اعتماد به وعدۀ او

3
  • خب این همین‌طوری گریه می‌کرد، من قشنگ یادم است، آن شب، بعد خودش هم شروع می‌کرد به ترجمه، اهل علم بود، خودش هم شروع می‌کرد و بعضی از همین فقرات را ترجمه می‌کرد. خب در همان حال و هوای خودش بود و یادم است دقیق، این عبارتها را می‌گفت خدایا هیچگاه این توفیق هدایتی که نصیب ما کردی را هیچ وقت از ما مگیر، حالش هم خوب بود. آن موقع‌ها حالش خوب بود، حال و هوایی داشت، صفایی داشت، اصلًا عجیب است ها! عجیب است این چه اکسیری است که وقتی می‌آید به یک نفر می‌خورد اصلًا سیمای او تغییر می‌کند، لحن صحبت او تغییر می‌کند، رفتار او تغییر می‌کند، ارتباطات او تغییر پیدا می‌کند این خیلی عجیب است، این همنشینی با بزرگان و نشست و برخاست با اولیاء این واقعاً اکسیری است، و این را ما مشاهده می‌کردیم.

  • اما باید از این مهمان (به قول مرحوم آقا) که الان به قلب وارد شده است پذیرایی کرد، باید مقدم او را گرامی داشت، و باید مراقبه کرد و نگذاشت که این میهمان از درب دیگر بیرون برود و به او عنایت خاص نشود، این حال، این توجه، این ربط، این ارتباط این عنایت، باید مقدم اینها را گرامی داشت، این عبارت همیشه بر زبان مرحوم آقا بود که می‌فرمودند: حالاتی که برای سالک پیش می‌آید، میهمان سالک است، انسان باید از این میهمان پذیرایی کند، چطوری پذیرایی کند؟ یعنی با آنچه را که در تضاد هست با او برخورد نکند، با آنچه را که موجب بیرون رفتن او می‌شود انجام ندهد، با آن چیزهایی که باعث می‌شود که آن ارتباط سست شود و گسسته شود به آن مطالب نپردازد، این معنا، معنای پذیرایی است. دقت کند، حواسش جمع باشد، توجه خودش را بیشتر کند که باعث تقویت آن حال بشود، با یک عمل [که در تضاد با آن باشد] آن حال می‌رود.