کیفیت نزول مقدّرات در شب های قدر
11بنابراین تعجّب نکنید که چه مناسبتی است بین آن افرادی که شمشیر به کمر میبستند و در راه خدا هزار ماه یا هزار سال جهاد میکردند، و این شخصی که یک شب برای خدا قیام میکند! تمام آن معانی در این هست! «بکم فتَح اللَه؛1 این راهی است که پیغمبر باز کرده است.» همۀ اینها از برکات پیغمبر است؛ دریچه را باز کرد و نور به عالم إفاضه شد. یک بچّه مکتب میرود و یک سال درس میخواند؛ امّا یک بچّۀ دیگر شش سال مکتب میرود و درس میخواند، ولی به اندازۀ آن یک سال نمیفهمد! افراد بشر مگر یک قسم هستند؟! شخصی تیز هوش است، سرعت انتقال دارد، حافظهاش قوی است، استعدادش قوی است، ولی شخصی کند است؛ شخصی به یک شب میرسد و شخصی به هزار ماه هم نمیرسد. پس تعجّب نکنید که خداوند برای امّت پیغمبر آخر زمان افاضهای کرده است که در اثر یک شب عبادت، آنقدر بهرههای روحانی و معنوی ببرند که امم سابق در بیش از هزار ماه نمیتوانستند این را ببرند!2 چرا ﴿لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾؟ آیه تفسیر میکند و علّتش را بیان میکند:
تنزّل تقدیر عالم در شب قدر هر سال
﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا﴾؛ «ملائکه و روح (که موجودی اعظم از ملائکه و اعظم از جبرائیل است) در این شب نازل میشوند.»
تَنَزَّلُ اصلش، تَتَنَزَّلُ است که مضارع است؛3 و این دلالت میکند که شب قدر، شبی نبوده است که در زمان پیغمبر تمام شده باشد، بلکه دائماً این شب قدر در هر سال استمرار دارد.
﴿مِّن كُلِّ أَمۡرٖ﴾؛ «از آن عالم امر نازل میشوند، و هر امر و ملکوتی را از آن عالم امر با خود پایین میآورند و صادر میکنند.»
﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾؛4 در مقابل امر پروردگار که در آن عالم قالبزده، متعیّن و متشخّص نیست؛ این ملائکه و جبرائیل و روح ـ که با آن عالم تجرّد سنخیّت دارند ـ نازل میشوند و از آن امر، با خود به آسمان دنیا میآورند و اینجا قالب میزنند و مشخّص میکنند و قدَر میکنند، یعنی اندازهاش را مشخّص و معیّن میکنند، و به این مناسبت میگویند: لیلةالقدر. قَدْر و قَدَر یک معنا دارد و از مادّۀ تقدیر است؛ یعنی معیّن کردن و مشخّص کردن،5 که در این شب همه چیز مشخّص میشود.
- من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٦١٥، فرازی از زیارت جامعۀ کبیره.
- الدُّرّ المنثور، ج ٦، ص ٣٧١.
- إعراب القرآن، نحاس، ج ٥، ص ١٦٦.
- سوره یس (٣٦) آیه ٨٢. امام شناسی، ج ١، ص ١٣٢:
«این است و غیر از این نیست که امر خدا آن است که زمانیکه اراده کند چیزی را، به او میگوید: هست شو! پس هست میشود.» - النّهایة، ابنأثیر، ج ٤، ص ٢٢؛ مجمع البحرین، ج ٣، ص ٤٥٠.

