اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب اهتمام به دستورات بزرگان و عمل بر طبق آن

14085
سال 1435
نسخه عربی

وجوب اهتمام به دستورات بزرگان و عمل بر طبق آن

3
  • علی‌کل‌حال، صحبت را رسول‌خدا می‌کرد، حرف را با مردم می‌زد، اتمام حجّت نسبت به راه و روش انجام می‌داد این‌طور نبود که مردم بگویند: آقا ما نشنیدیم! مردم همه چیز شنیدند، مردم همه چیز شنیدند و با صراحت هم شنیدند، و همین روش خُب ادامه داشت تا وقتی‌که رسول‌خدا از دنیا رفت. خُب یک عده‌ای آمدند تمام گفته‌های پیغمبر را کنار گذاشتند، انگار دین آنها منوط بود به اینکه هر روز پیغمبر را ببینند و با او سلام‌وعلیک بکنند، اینکه یک روز حالا نبینند، تمام شد و رفت! بعضی‌ها این‌طور هستند: تا وقتی آدم را می‌بینند، یک تأملی در کردارشان، در رفتارشان، یک تصحیحی ... دوروز آدم را نمی‌بینند ... بابا مگر فقط منحصر است همه چیز به رویت ظاهر، همه چیز مگر منوط است به همین دیدن ظاهر، این ظاهر پلی است برای باطن، حرکتی است به سوی رسیدن به واقع.

  • بارها خدمت رفقا گفته‌ام: اگر امام‌زمان علیه‌السّلام هم دیگر از امام‌زمان که ما بالاتر نداریم، در واقع امام یکی است و آن هم امام‌زمان است دیگر به جای من که در اینجا نشسته‌ام حضرت در اینجا نشسته باشند، و به جای من که دارم الآن برای رفقا و دوستان سخن می‌گویم امام با همین لحن سخن بگویند و شما کلام امام‌زمان علیه‌السّلام را به عنوان اینکه او امام‌زمان است بشنوید و دارای این موقعیت است هیچ فایده‌ای ندارد، هیچ نتیجه‌ای ندارد، یا نتیجه‌اش کم است، نمی‌گوییم: حالا نتیجه ندارد نتیجه‌اش کم است! آن‌وقتی کلام امام‌زمان نتیجه‌بخش خواهد بود که چه در اینجا بنشیند چه‌نشیند، شما حرفش را بشنوید، آن‌وقت این کلام بُرش دارد، این کلام نفوذ دارد، این کلام عمق پیدا می‌کند و نفس را از تعلقات بیرون می‌آورد و لفظ این نفس را به سمت همان عوالم حرکت می‌دهد، آن‌وقت دیگر چه امام اینجا باشد چه نباشد. شما امام را به عنوان اینکه انه‌الحق و حق است بپذیرید، به عنوان اینکه او حق است و چه باشد و نباشد کلامش حق است، و خودش حق است، و نسبت به تمام امور ما و مسائل ما، سیطره دارد، هیمنه دارد، اشراف دارد و همه حرکات و سکنات ما را زیر نظر دارد، اگر یک همچنین شخصیتی را ما با این کیفیت در قلب و در ضمیر خود جای بدهیم دیگر در آن‌وقت حرکت ما خواهی نخواهی در همان راستایی قرار خواهد گرفت که مورد نظر اوست، این حرکت عمق پیدا می‌کند، در نفس نفوذ پیدا می‌کند و نفس را حرکت می‌دهد و از مسائل عادی و عوامانه و توغلّات و تکالُب بر کثرات و امثال ذلک خارج می‌کند و به افق‌های دیگری انسان را وارد می‌کند!